مهریه بود و نبودش هیچ ارزشی نداره?
چک تضمینی
  پدرام فضلعلی

چی فکر می‌کنید؟ درسته می‌تونه حرف‌های یه دختر باشه، قضاوت خوب و بد بودنش و خوب یا بد شدنش در طول زمان با...



«اصلا صدامو می‌شنوی؟»
  پدرام فضلعلی

صدای زنگ ساعت که چند دقیقه بود داشت مثل دارکوب توی سرش نوک می‌زد را قطع کرد و کشان‌کشان خودش را جلو آیینه رساند، با چشم‌های نیمه‌باز نگاهی توی آیینه انداخت، موهای کوتاه و ژولیده‌اش خیلی تماشایی شده بود، قبل از اینکه شیر را باز کند، برس را برداشت. «شاید خدا زیر چادر هم بتونه ببینه» سجاده کوچکش را پهن کرد، یکی از قوطی‌های خالی داروی مادرش را از یاس درختی‌ای پر کرده بود که‬...



مینی‌مال‌های انقلابی
مینی‌مال‌های انقلابی!
  فاطمه اکبری پویانی

انصافا طرح خوبی بود. دیگر چاره‌ای نداشتیم. روز بعد هم تظاهرات بود. بازاری‌ها اعتصاب کرده بودند. قرار شد یوسف در وضوخانه حسابی سر حاج‌آقا را گرم کند. من هم سطل رنگ را آوردم‌. ساعتی گذشت. امیر که اخرین کلمه را روی پلاکارد نوشت، حاج اقا رسید. وقتی نوشته را خواند لبخند زد. گفت «بچه‌ها شما نمی‌دانید عمامه‌ی من کجاست؟!» همه...

برو به صفحه:



طراح قالب: سروش ماندگار
Copyright © 2008 4ghad.