دختران ايرانی بايد از همه بيشتر احساس سعادت کنند

[۱۳۸۸/۰۱/۲۲]
  حمیدرضا غریب رضا

صادقانه بگويم، دختران ايرانی بايد از همه بيشتر احساس سعادت کنند و خوشحال باشند زيرا در ايران با اينكه با حجاب‏اند فرصت‏های فراوانی برای مشاركت اجتماعي دارند. اين نكته من را به ياد خانم كيكا، محقق و جامعه‏شناس ژاپنی می‏اندازد كه چند وقت پيش به ايران سفر كرده بود. ايشان از فعاليت‏های زنان ايرانی در زمينه اجتماعی، به خصوص در مراكز آموزشي بسيار راضی بود. بنده هم همين نظر را دارم.

عفيفه احمد، متولد 1978 ميلادي و تبعه‏ی کشور اندونزي است. فارغ‏التحصيل از دانشكده‏ی اقتصاد در ياگيارتا اندونزی است و مدتي هم مشغول به تحصيل در رشته فرهنگ و معارف اسلام در مدرسه بنت‏الهدی (زير نظر جامعه‏المصطفی) بوده است. وی اكنون مشغول به فعاليت‏های نويسندگي، ترجمه كتاب و وبلاگ‏نويسي است.      

 
         
 
می‏توانید کوتاه و در چند جمله کشورتان را برای ما معرفی کنید؟ مهمترین ویژگی‏های اندونزی چیست؟
اندونزی يكي از كشورهاي جزيره‌‏ای است كه در جنوب شرق آسيا قرار گرفته، بنابراين از لحاظ آب هوایی تقريبا معتدل است و رطوبت بالایی دارد كه موجب بارندگی در طول سال شده است. از لحاظ جمعيت، اندونزي در رتبه چهارم پر جمعيت‏ترين كشورهای دنيا است كه 83 % آن‏ها مسلمانان‏اند و از اين جهت، اندونزي بزرگ‏ترين كشور مسلمان از نظر جمعیت به حساب مي‏آيد. اندونزي داراي تنوع فرهنگي، آداب و رسوم و هم‏چنين اديانی است كه موجب به وجود آمدن انجمن‏های متعدد فرهنگي، اجتماعي و سياسي شده است.
 
چند سال است به ایران تشریف آورده‏اید؟
 بنده، تقريبا 5 سال است که مهمان كشور ايران شدم. 4 سال در شهر مقدس قم مشغول به تحصيل علوم دين بودم و اكنون ساكن تهران هستم.
 
از فعالیت‏های فرهنگی‏تان در ایران بگویید. گویا شما مدتی مسوول انجمن طلبه‏های خواهر اندونزی در ایران بوده‏اید. درست است؟
 بله، بنده از دبیرستان علاقمند به فعاليت قرهنگي در كنار تحصيل بودم و همينطور در دانشگاه در چند انجمن از جمله انجمن دانشجويان مسلمان عضو بودم. به عقيده بنده، فعاليت فرهنگي، تجربه‏ی زندگي واقعي را كه گاهي در محيط تحصيل به دست نمی‏آید، در اختیار انسان قرار می‏دهد. به همين خاطر وقتي به ايران آمدم دوباره اين نياز را احساس مي‏كردم و در كنار تحصيل، مشغول به فعاليت فرهنگي بودم. يك سال به عنوان مسؤل انجمن خدمت مي‏كردم و دو سال ديگر در بخش نشريه.
 
فعالیت‏ها و اهداف این انجمن چیست؟
 اين انجمن شامل بخش‏هاي مختلفی مي‏شود كه از اهداف خوبی برخوردار است:
يك قسمت مربوط به تقويت انديشه و فكر در زمينه‏هاي مختلف، به خصوص مسائل زنان و تحولات جديد از نگاه دين است و چند برنامه راجع به اين بخش انجام شده است از جمله همايش زن‏شناسي و جايگاهش در اسلام كه با همكاری قسمت فرهنگی جامعه‏المصطفی برگزار شد و خوشبختانه مورد استقبال دو جانبه قرار گرفت. يِكي دیگر از برنامه‏های مهم اجرا شده، منتشر كردن مجله تخصصی زنان "Jurnal Fathimiah" است که موضوعات مختلفی دارد.
 
قسمت ديگر، مربوط به تقويت روحيه‏ی معنوی اعضاي انجمن است كه با برگزاری مراسم مذهبی اين اهداف را دنبال می‏كنیم. زيرا، در اين مورد ايمان داريم، به عنوان خدمتكاران آينده مردم، خودمان نیز راز پرورش روح را ياد می‏گيريم تا بعدها در مقابل مشكلات اجتماعی نيروی كافی داشته باشيم.
 
یکی از قسمت‏های مهم به تقويت مهارت زندگي اعضای انجمن برمی‏گردد، به خصوص مهارت ارتباطات و مدیريت در جامعه. وقتی يك شخص مسؤليتی را قبول كند، در واقع دارد مهارت زندگي خود را در جامعه‏ای كوچك تجربه می‏كند و موفقيت در انجام اين مسئولیت می‏تواند سرمايه‏ی موفقيت در جامعه‏ی بزرگ‏تر بشود.
 
در حال حاضر شما مشغول ترجمه یکی از داستان‏های بلند از فارسی به اندونزی هستید. خودتان کتاب را معرفی کنید.
 كاملا درسته، بنده اكنون دارم رمان "روي ماه خداوند را ببوس"  نوشته‏ی مصطفی مستور را ترجمه می‏كنم.
 
چه شد که به رمان ایرانی علاقمند شدید؟ چرا این کتاب و این نویسنده؟
 قبل از اينكه بنده راجع به اين كتاب صحبت كنم، اجازه بدهيد به نکته‏ای اشاره كنم.
بنده تقريبا سه سال است که به ترجمه مقاله و كتاب مشغول شده‏ام. البته بيشتر راجع به موضوعات مذهبی. اما اين اواخر، به موضوعات اجتماعي و ادبی هم گرايش پيدا كردم. به نظر بنده، هر كتاب از جمله رمان يك وسيله برای انتقال افكار، مفاهيم و ارزش‏های مورد تأييد نويسنده به خواننده است. معمولا اين ارزش‏ها وقتی  در قالب داستانی ارائه شود تأثير بيشتری در بين مردم دارد.
 
از طرف ديگر، از کودکی به خواندن و نوشتن داستان علاقه داشته‏ام و اين مي‏تواند در فهم و درك متن ادبی فارسی كمكم كند.
 
اين كتاب درباره‏ی جستجوی هويت از طرف شخصی كه در اثبات وجود خداند مشکل پیدا کرده است، سخن می‏گويد. موضوع كلاسيك است ولی اساسی‏ترين مسأله زندگی انسان به شمار می‏آيد. اما بايد بگويم كه از اين كتاب نبايد به اندازه كتابی كلامی و اعتقادی انتظار داشته باشیم. زيرا اين داستان نظر شخصی نويسنده را مطرح می‏كند و اين يكي از خصوصيت‏های رمان است.    
 
قدری درباره فضای ترجمه در اندونزی برایمان بگویید. منظورم ترجمه متون فارسی است. بیشتر چه کتاب‏هایی ترجمه می‏شود؟ این آثار ترجمه شده چه تاثیری در فضای فکری و فرهنگی اندونزی داشته؟
به نظر می‏رسد دروازه‏ی ورودی ترجمه‏ی فارسي- اندونزي هنوز باز است. با اينكه كناب‏های فراوانی به زبان اندونزي ترجمه شده -بيشتر كتاب‏های شهيد مطهری- اما هنوز هم جا برای ترجمه وجود دارد و نياز به ترجمه  بیشتر احساس می‏شود. مخصوصا در زمينه مسایل سياسی، اقتصادی و اجتماعی.
 
قطعا كتاب‏های ترجمه شده تاثير فراوانی در فضای فكری اندونزی داشته است. اكنون، شخصی چون شهيد مطهری در ميان دانشجويان اندونزی جايگاه خاص دارد و آنان عاشق راه او هستند.     
 
 
شما وبلاگ‏نویس هم هستید. بفرمایید بیشتر در حول چه موضوعاتی می‏نویسید؟ استقبال مخاطبان اندونزی نسبت به مطالب‏تان چگونه است؟
بله، همينطور كه عرض كردم من از کودکی عاشق نوشتن يادداشت، داستان و خاطره بوده‏ام. اكنون كه توفيق دارم در ميان مردم صميميی ايران زندگي كنم و با فرهنگ و آداب ايرانی آشنايی بيشتر پیدا کرده‏ام، دوست داشتم اين تجربه لذت بخش را به هم‏وطنانم نیز که در نقاط مختلف جهان زندگی می‏کنند، منتقل کنم.
 
وبلاگ‏های بنده هم موضوع خاصی ندارند. يكی از وبلاگ‏ها شامل چند عنوان است از جمله: جهان اسلام، زنان مسلمان و ايران، فرهنگ ايران (مراسم، فيلم و رمان)، اقتصاد اسلامی و ... http://bundahakim.wordpress.com
 
در وبلاگ ديگر، بيشتر خاطرات رزمره‏ام و حوادثی كه در دنيا اتفاق می‏افتد را یادداشت می‏کنم.  http://sophiazahra.multiply.com
 
به نظر بنده آمار مخاطبان خيلي مهم نيست، مهم اين است كه مي‏توان اين وبلاگ را ادامه بدهم و كسانی باشند که از مطالبم استفاده كنند. اما خوشبختانه تا آن‏جا كه يادم هست افراد زيادی، نه فقط در اندونزی، بلكه اندونزی‏های مقيم کشورهای خارجی از جمله آلمان، مصر، لندن هم ازاين وبلاگ استفاده می‏كنند.
 
 
زن‏های اندونزی به ایران و به زن ایرانی چطور نگاه می‏کنند؟
متأسفانه هنوز خيلي‏ها شناخت كافی ندارند. وقتی من در اندونزی بودم فكر می‏كردم زنان ايرانی مثل بقيه زنان خاور ميانه در مسائل اجتماعی محدود باشند. اما وقتی به ايرن آمدم و با چشم خودم فعاليت زنان ايرانی را دیدم نظرم زود عوض شد.
 
واقعا غير قبول تصور است. شايد اين طبيعي باشد دو ملت با فاصله‏ی طولانی هم‏ديگر را كم‏تر می‏شناسند. اما نكته اينجا است كه تبليغات غربی راجع به نقاط ضعف كشورهای مسلمان هم كم نيست. از طرف ديگر، اطلاعات درست در اين زمینه هم با تبلیغات منفی برابری نمی‏کند. البته امروزه كم‏كم بوسيله كتاب‏ها، مقاله‏ها و وبلاگ‏ها، آرام آرام حقيقت روشن می‏شود. اما هنوز خيلی كار مانده است.
 
 
در پایان اگر صحبتی برای دختران ایرانی دارید بفرمایید.
صادقانه بگويم، دختران ايرانی بايد از همه بيشتر احساس سعادت کنند و خوشحال باشند زيرا در ايران با اينكه با حجاب‏اند فرصت‏های فراوانی برای مشاركت اجتماعي دارند. اين نكته من را به ياد خانم كيكا، محقق و جامعه‏شناس ژاپنی می‏اندازد كه چند وقت پيش به ايران سفر كرده بود. ايشان  از فعاليت‏های زنان ايرانی در زمينه اجتماعی، به خصوص در مراكز آموزشي بسيار راضی بود.  بنده هم همين نظر را دارم.
 
خوشحالم كه توانستم در اين مصاحبه شركت كنم و اميدوارم شما و همكارانتان هميشه موفق باشيد.      

نام:
ايميل:*
متن:*
نظرات كاربران:
  • بي نام: ممنون از این مطلب. کاش سوالات بنیادی تری جواب گفته شده بود.
    [۱۳۸۸/۰۱/۲۷]

  • مجتبی اسماعیلی: سلام حیف حیف حیف
    [۱۳۸۸/۰۱/۲۴]

طراح قالب: سروش ماندگار
Copyright © 2008 4ghad.