<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>ويژه نامه زن و سياست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://4ghad.com/p4/atom.xml" />
    <id>tag:4ghad.com,2008-04-23:/p4/11</id>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>
    <subtitle>شماره چهارم -19 اسفند -ويژه نامه زن و سياست</subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Open Source 4.15b2-en</generator>

<entry>
    <title>هيلاري؛ فمينيست يا طرفدار حقوق مردان؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-21.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.281</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>نوشین مروت با نامزدي هيلاري كلينتون براي رياست جمهوري آمريكا باز هم همان زخم كهنه و قديمي تبعيض جنسيت سر باز كرده و رفتارهاي دوگانه هيلاري موجب شده طرفداران و منتقدان وي موضوع جنسيت و يا فمينيست بودن يا نبودن...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">نوشین مروت</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">با نامزدي هيلاري كلينتون براي رياست جمهوري آمريكا باز هم همان زخم كهنه و قديمي تبعيض جنسيت سر باز كرده و رفتارهاي دوگانه هيلاري موجب شده طرفداران و منتقدان وي موضوع جنسيت و يا فمينيست بودن يا نبودن وي را دستاويزي براي مخالفت و يا موافقت خود قرار دهند. زن بودن هيلاري كارش را سخت كرده. چرا كه وي مجبور است بسيار بيشتر از رقباي انتخاباتي مرد خود محتاطانه عمل كند تا بتواند توجه عموم را به خود جلب نمايد. </font></p>
<p align="justify"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/10.jpg" align="left" vspace="10" border="0" />اليزابت كتلي در مورد اين كه چرا سناتور كلينتون همواره سعي مي‌كند خود را هم فمينيست و هم طرفدار حقوق مردان نشان دهد اين‌گونه مي‌نويسد:<br />در يك برنامه تلويزيوني يك كمدين مشهور وقتي خواست از مزاياي هيلاري نسبت به رقيب انتخاباتي‌اش باراك اُباما(‌كه يك مرد سياه‌پوست است) بگويد با حالتي طنزگونه گفت: معلوم است كه هيلاري راي مي‌آورد چون معمولا همه عاشق زن‌ها مي‌شوند، مخصوصا يك زن سفيدپوست. هر چند اين فقط در حد يك شوخي بود اما نبايد هيلاري را به خاطر سفيد بودنش دشمن سياهان و به خاطر زن بودنش دشمن مردها دانست. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">برخي از محققان اين‌گونه گفته‌اند زنان فمينيست با صدايي بم و آهنگي رو به بالا صحبت مي‌كنند. اين‌گونه زنان از لحاظ روان‌شناختي مهارت و صلاحيت چنداني ندارند. اما آناني كه با قاطعيت بيشتري حرف مي‌زنند با صدايي و با آهنگي رو به پائين، قاطعيت بيشتري دارند. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">هيلاري تن صدايش بيشتر با تن صداي فمينيست‌ها تشابه دارد، هر چند او سعي مي‌كند محتاطانه عمل كند. هنگامي كه در اوج احساس صدايش را بالا مي‌برد صدايش تند و شديد مي‌شود و پس از مدتي تن صدا و نحوه گويشش عوض مي‌شود طوري‌كه همه در يك لحظه شك مي‌كنند آيا او زن است يا مرد؟ به دليل اين‌كه بيان عقايد و احساسات عميقا در جايگاه اجتماعي يك زن نقش دارد، زناني كه از بيان احساسات زنانه خود خودداري كنند برچسب سنگدل بودن مي‌خورند و اين درست در حالي‌ است كه زناني كه به بيان احساسات زنانه خود مي‌پردازند، ضعيف و متزلزل شناخته مي‌شوند. اين را مي‌توان از عكس‌العمل‌هاي رسانه‌ها نسبت به هيلاري ديد. برخي او را در اوج زنانگي مي‌بينند و عده‌اي در حد يك فرمانده سنگدل نظامي. و در اين ميان كساني كه رندترند او را به صورت زني كه خود را دور از احساس زنانگي مي‌كند مي‌بينند. كانديداهاي مرد هيچ‌گاه نياز به اين ندارند كه به صورتي دوگانه عمل كنند. در ماه ژانويه نيويورك تايمز يك مقاله در هشت ستون در مورد هيلاري با اين عنوان نوشت: آيا هيلاري مي‌تواند در پشت درهاي بسته كاخ سفيد بگريد؟!</font></p>
<p align="center"><font size="2"></font></p>
<p align="justify"><font size="2">اين رفتارهاي دوگانه هيلاري حتي تعجب زنان آمريكايي را نيز برانگيخته است. هر چند بسياري از زنان جامعه ما كه حضوري فعال در جامعه دارند مجبورند اين‌گونه عمل كنند. براي مثال زني كه با پشتكار و جديت كارش را انجام مي‌دهد او را سرسخت و خشن مي‌نامند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">زن‌ها معمولا حق ندارند در جامعه بی‌پروا به بيان احساسات خود بپردازند. در مصاحبه‌اي كه يك گزارشگر زن با هيلاري انجام داد، گزارشگر ‌به عنوان كسي كه اين دوگانگي رفتار را در هيلاري مي‌ديد با سوال‌هاي پي در پي خود هيلاري را وادار كرد بر خلاف خواسته‌اش نسبت به رقيب انتخاباتي‌اش و شانس انتخاب شدن او رفتاري پرخاش‌جويانه داشته باشد در حالي كه اين‌گونه بي‌پروايي‌ها هميشه در رفتارهاي نامزدهاي مرد ديده شده و كاري مسلم و انكارناپذير است. عرف اين‌گونه مي‌گويد: در فعالیت‌هاي اجتماعي مردها بيشتر مورد اعتمادند و زن‌ها بايد همان رفتار سنتي خويش را داشته باشند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">مسئله سن نيز براي زناني كه مي‌خواهند، وارد فعاليت‌هاي اجتماعي شوند و حمايت ديگران را&nbsp; جلب كنند، فاكتور مهمي به حساب مي‌آيد. در جوامعي مثل آمريكا زن چهارچوب يك خانواده محسوب مي‌شود. هيلاري نيز مانند بسياري از مادران تا زماني كه دخترش بزرگ نشده بود تمام احساس و وقت خويش را صرف او كرد و حالا كه او ديگر بزرگ شده، وقت آن رسيده كه مهارت‌ها و توانايي‌های خود را امتحان كند. به همين خاطر يكي از ايراداتي كه به او گرفته مي‌شود سن بالاي اوست. و اين را فراموش كرده‌اند كه يك زن تا جوان است وظايف مهم ديگري در خانه دارد. </font></p>
<p align="center"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/9.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></p>
<p align="justify"><font size="2">يكي ديگر از مواردي كه منتقدين با آن برچسب فمينيست بودن به آن مي‌زند سوابق وي در حمايت از زنان و كودكان بوده. بر طبق گزارش سازمان ملل متحد، زنان و كودكان هميشه بيشتر از مردان نياز به كمك و حمايت داشته‌اند و مسلم است مورد توجه كسي مانند هيلاري كه هميشه حضوري فعال در عرصه اجتماعي داشته قرار مي‌گيرد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">در مورد شكل‌گيري فمينيسم اين‌گونه بايد گفت كه تحولات اقتصادي اجتماعي قرن نوزدهم در اروپا و آمريكا باعث شكل‌گيري جنبش بين‌المللي در بين زنان شد. سازماندهي زنان مجرد يا مطلقه با طرز تفكر و رفتاري واحد و اين در حالي بود كه نزاع و درگيري‌هاي بسياري به خاطر حمايت برخي از مردان از آنان صورت گرفت. زنان در واقع به دنبال حقوقي مساوي با مردان و نيز شغل‌هاي مشابه با آنان بودند و اين همان «اولين موج فمينسم» بود كه در اواخر قرن نوزده با اهداف ديگري نظير پايان دادن به رسوايي و خفت‌هاي ناشي از سوءاستفاده‌هاي جنسي و جسمي از زنان و همچنين رهايي از قيد و بندهايي بود كه مردها براي زنان به وجود مي‌آوردند شكل گرفت. و هنوز با گذشت دو قرن باز هم ايده جداسازي زن و مرد باعث ايجاد بحران در اذهان عموم مي‌شود و همچنين عامل محركي براي رسانه‌ها است تا از هيلاري كه اكنون حمايت بسياري را به خود جلب كرده انتقاد كنند.</font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از پارلمان سبز تا انتخاباتی رو سفید با خط قرمزهای یک خبرنگار</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-19.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.280</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[در گفتگویی با خبرنگار واحد مرکزی خبر؛ فهیمه کوه خضری. کبری آسوپار&nbsp; فکرش را بکنید؛ مخالفت‌های خانواده از یک طرف، توصیه‌های برادری بزرگ‌تر که تو را به تحصیل و تحقیق و تدریس می‌خواند و سخت‌تر از همه، شرط اولیه‌ی همسر...]]></summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">در گفتگویی با خبرنگار واحد مرکزی خبر؛ فهیمه کوه خضری.</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">کبری آسوپار<br />&nbsp;</font> </p>
<p align="justify"><font size="2"><em>فکرش را بکنید؛ مخالفت‌های خانواده از یک طرف، توصیه‌های برادری بزرگ‌تر که تو را به تحصیل و تحقیق و تدریس می‌خواند و سخت‌تر از همه، شرط اولیه‌ی همسر برای عدم اشتغال به کار خبرنگاری، انگیزه‌ای برای «کوه خضری» شدن باقی می‌گذارد؟ این همدلی و همراهی‌های صمیمانه!! را بگذارید کنار آن نگاه سنتی رایج میان خانواده‌های ایرانی که اصل کار کردن دخترها را خارج از خانه نمی‌پذیرد؛ چه رسد به این‌که این کار کردن، خبرنگاری باشد؛ با آن حاشیه‌های هیجانی دردسر آفرینش! <br />خبرنگار امور مجلس واحد مرکزی خبر، هفته‌ی آخر بهار 1360 به جغرافیای خاکی و پر مخاطره‌ی زمین قدم نهاد و از همان کودکی، علاقه‌ی وافری به اخبار و سایر متعلقاتش نداشت که هیچ! به شدت هم روی‌گردان بود!! کارشناس علوم اجتماعی است و 4 سالی می‌شود زیر سقفی در یکی از محلات شرق تهران، ثانیه‌های زندگی‌اش را با&nbsp;همسر مهربانش&nbsp;شریک شده است. و البته یک ماشین شخصی هم داشتند که خبرنگار ما عید پارسال با هنر رانندگی‌اش آن را به آهن پاره‌ای تبدیل فرمودند! همین و دیگر‌... هیچ که نه‌! باقی‌اش را از زبان خودش بخوانید:</em></font></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://www.4ghad.com/p4/image/40.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>این درسته که می‌گویند شما خبرنگارها برای مردم کلاس می‌گذارید و فقط از دریچه‌ی دوربین‌تون مردم را می‌بینید؟<br /></strong>کسی نمی‌تواند چنین ادعا کند ما با مردم فقط از دریچه‌ی دوربین و گزارش‌های‌مان در ارتباط بودیم؛ من در بین همکارانم هم نمی‌شناسم کسی را که با غرور با مردم برخورد کند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>مردم چقدر با چهره‌ی شما آشنا هستند و شما را می‌شناسند؟</strong><br />نمی‌توانم دقیق بگویم. بستگی به آدم‌هایی دارد که آدم را می‌بینند. کسی که اهل دیدن خبر هست و از طرفی با دقت به تلویزیون نگاه می‌کند ما را می‌شناسد و سایرین خب نه! برخی خبرنگارها هم چهره هستند و سابقه‌ی بیشتری دارند؛ به همین خاطر تعداد افرادی که آن‌ها را می‌شناسند خیلی بیشترند. </font></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://www.4ghad.com/p4/image/60.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>این چادری بودن به خصوص در این حرفه برای شما سخت نیست؟</strong><br />نه! بهترین افتخار من همین چادری بودن است. معمولاً از خانواده‌های ما(مذهبی) کمتر دخترها وارد چنین کارهایی می‌شوند. اصلاً یکی از بزرگترین هدف‌های من همین بود که ثابت کنم خانم‌های محجبه هم می‌توانند کاری هیجانی داشته باشند و همپای مردها کار کنند.( همه چیز قبول! اما اگر از من بپرسید می‌گویم همین تلاش برای رسیدن به مردها، یعنی تفکری غلط! مگر مردها کجا هستند که ما بخواهیم به آن‌ها برسیم!؟)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>تا چه حد با موضوعات اطراف‌تون درگیری ذهنی پیدا می‌کنید؟</strong> <br />هر چه را که می‌بینم معمولاً به اندازه‌ای که من را ناراحت می‌کند، ذهنم را درگیر می‌کند؛ استادی داشتیم که می‌گفت چشم شما باید چشم خبرنگاری باشد. یعنی جزئی‌نگر و دقیق. البته این نگاه، انسان را اذیت هم می‌کند چون چیزهایی می‌بیند که بیشتر مردم نمی‌بینند. حتی در زندگی شخصی هم تأثیرگذار است(و چه می‌کند این نگاه دقیق جزیی‌نگر با اعصاب و روان مسئولین عزیز پاسخگو!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چرا معمول گزارشگرهای ما نظرخود را کمتر در گزارش‌ها دخیل می‌کنند؟</strong><br />این از اصول حرفه‌ای خبرنگاری است. خبرنگار حق ندارد نظر خودش را در خبر دخیل کند.<span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">خود شما به عنوان مخاطب دوست دارید واقعیات را بشنوید یا نظر شخصی خبرنگارها را ؟!</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">&nbsp;</span></font></p>
<p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>اما گزارش فرق می‌کند. شما انعکاس گزارش‌های کریستین امانپور را ببینید. امانپور هم محبوبیت دارد و هم منفوریت‌. اما ما چنین گزارشگری نداریم. به ویژه در عرصه‌ی تصویر. در بحث روزنامه‌نگاری گاهی افرادی این‌چنینی دیده می‌شوند، اما درعرصه‌ی تصویر نه!</strong><br />(با اعتراض) چرا ما را با امان‌پور مقایسه می‌کنید؟! مبنای این مقایسه اشتباه است. CNN یک شبکه‌ی خبری بین المللی است. در حالی‌که ما شبکه‌ی خبری بین المللی نداریم. شبکه‌ی العالم و شبکه‌ی خبر هنوز درصد مخاطبین خارجی‌شان معلوم نیست. از سوی دیگر ما ماهواره‌ی مستقل نداریم. اگر حرفی بزنیم که به مذاق اجاره دهنده‌ی خارجی ماهواره (مثل آمریکایی ها) خوش نیاید، شبکه را می‌بندند و دست ما هم به جایی بند نیست. </font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>این بحث انعکاس خارجی است. در داخل کشور چطور؟</strong><br />CNN خیلی حرفه‌ای‌تر عمل می‌کند. چون غربی‌ها خودشان بنیانگذار تئوری رسانه‌ها هستند؛ در حالی‌که ما هنوز در حال توسعه محسوب می‌شویم؛ و وقتی کشور ما کشوری در حال توسعه است نباید خبرنگار ما با یک خبرنگار کشور توسعه یافته مقایسه شود. در چند سال اخیر ما پیشرفت‌های خوبی داشتیم اما باید فرصت داده شود.&nbsp;ببینید اساتید ارتباطات ما در دانشگاهها خیلی با تجربه و حرفه ای باشند در رسانه های نوشتاری سابقه دارند یا روزنامه نگاری کرده اند ولی ما در عرصه ی رسانه دیداری و شنیداری از اساتید دانشگاهی خبره که به نظریه و تجربه با هم مسلط باشند، محرومیم. من این خلأ قبول دارم و معتقدم باید با امکانات بیشتر و سازماندهی بهتر، این خلأ را از بین ببریم.<br />در مورد کریستین امان‌پور نکته‌ی جالب توجه دیگری هم وجود دارد؛ دستگاه‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا، برخی اطلاعات و آن‌چه می‌خواهند گفته شود در اختیارش می گذازند و امان‌پور آن ها را با ترفندهای حرفه‌ای&nbsp;در هم می‌آمیزد و گزارشی قابل قبول ارائه می‌کند. اما آیا همه‌ی این گزارش هنر خود او بوده است؟!</font></p>
<p align="justify"><br /><font size="2"><strong>چرا غرب حاضر به پرداخت چنین هزینه‌هایی می‌شود؟</strong><br />غربی‌ها به اینکه رسانه و مطبوعات رکن چهارم&nbsp;دموکراسی اند، واقعا&nbsp;اعتقاد دارند. پتانسیل رسانه را باور دارند و برای آن هزینه می‌کنند و البته چندین برابر هزینه‌ای که کردند منفعت به دست می‌آورند. شما ببینید اسرائیل فجیع‌ترین جنایات را مرتکب می‌شود اما کسی چیزی به او نمی‌گوید چون به وسیله‌ی رسانه، مردم دنیا را با خودش همراه کرده است.(کی گفته کسی به اسرائیل هیچی نمی‌گه؟! خودم همین چند روز پیش از اخبار شنیدم اتحادیه‌ی عرب گفته کار اسرائیلی ها خیلی بده! خیلی بد!!)</font></p>
<p align="left"><img hspace="0" src="http://www.4ghad.com/p4/image/61.jpg" align="baseline" border="1" /></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چرا چنین فاصله‌ای بین ما و آن‌ها ایجاد شده؟</strong><br />چون ما قدرت رسانه را باور نکردیم؛ اگر باور کرده بودیم زودتر به فکر ماهواره‌ی مستقل و شبکه‌ی بین المللی می‌افتادیم. "آقا" می‌فرمایند ما در علوم انسانی ضعف داریم و مشکل اصلی ما ترجمه‌ای بودن علوم انسانی است. ما بیشتر از هر چیز، نیازمند تولید اندیشه و فکر در علوم انسانی هستیم. البته این صحبت‌ها را آقا خیلی سال پیش گفتند، ولی هنوز جنبشی دیده نشده است.‌(همین حرف شنوی است که آدم را عجیب شرمنده می‌کند!)</font></p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 257px; HEIGHT: 333px" height="333" hspace="5" src="http://www.4ghad.com/p4/image/41.jpg" width="257" align="right" vspace="5" border="0" /></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>فکر نمی‌کنید یکی از علت‌هایش خودسانسوری خبرنگارهای ماست؟</strong><br />(... و خانم خبرنگار همچنان شاکی است): اصلا قبول ندارم. آن‌ها بیشتر از ما خودسانسوری می‌کنند.(پس یعنی ما هم خود‌سانسوری داریم دیگه!) </font><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: purple; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000">این خودسانسوری هم از آن برچسب ها ست!! شما که باید بهتر بدانید کسی که روحیه خود سانسوری داشته باشد اصلا نمی تواند خبرنگار باشد.</font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000">اما درباره غربیها که شما فکر می کنید سانسور ندارند همین قدر بگویم سانسور به حذفی گفته می شود که مخاطب ، حسش نکند که آنها علم انجام این کار را دارند و واقعیت را طوری هنرمندانه<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>وارونه می کنند که مخاطب می پذیرد واعتراض هم نمی کند.<br /></font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>علاه بر این انها هم همه چیز را نمی گویند اما وانمود می کنند که می گویند و این وانمود چنان هنرمندانه صورت می گیرد که کسی متوجه نمی شود. </font></span></span></p>
<p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none">
<p align="justify">
<p align="justify"><font size="2"><strong>اصلاً چقدر در انتخاب خبرها و جمله‌هاتون آزاد هستید؟<br /></strong></font><font size="2">ما آزادی کامل داریم. اگرتیتر اشتباه زده شود خبرنگار مسؤول است. یعنی هر چه من بدهم همان روی خط می‌رود. البته نمی‌توان منکر شد که در هر رسانه‌ای، سیاست‌هایی وجود دارد.</font></p>
<p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>آیا حاضر هستید با حقوق و مزایای عالی، به عنوان خبرنگار سی.ان.ان در تهران مشغول به کار شوید؟</strong><br /><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US">نه. من به خاطر اعتقاداتم کار می کنم، دوست ندارم به خاطر کارم اعتقاداتم را زیر پا بگذارم .</span></font></p>
<p align="center"><font size="2"><strong><img style="WIDTH: 151px; HEIGHT: 118px" height="118" hspace="0" src="http://www.4ghad.com/p4/image/62.jpg" width="151" align="baseline" border="1" /></strong></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چه فرقی می‌کند خبر فلان طرح و لایحه را برای واحد مرکزی خبر تهیه کنید یا سی. ان .ان؟<br /></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA">خیلی فرق می کند. آنها نمی خواهند واقعیت را به مردم بگویند. حداقل در مورد کشور ما دروغ هم می گویند. اگرطرح یا لایحه ای تصویب شود که به نفع مردم است، کمرنگ جلوه می دهند و در مقابل اختلاف سلیقه بین نماینده ها را اختلاف داخلی جلوه می دهند و <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>به آن دامن می زنند.</span> </span></font><font size="2"><strong>چقدر دوست دارید خط قرمزهای موجود در صدا وسیما را عقب و جلو کنید؟<br /></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA">به نظرمن خط قرمز چیزی نیست ، جز ساخته ذهن ها ی نا توان .اگرکسی<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>قدرت نوآوری در گفتار را ندارد و نمی داند چطور حرفش را با زبان متفاوت بگوید (مثلا خودم ) خودش را راحت می کند و می گوید خط قرمز وجود دارد. ( باورش کمی سخت است، قبول دارید؟) </span></font><font size="2"><strong>مثلا چرا اغلب حواشی جلسات مجلس یا گزارش نطق‌های پیش از دستور در اخبار سیما منعکس نمی‌شود؟</strong><br />وقتی کسی پای اخبار تلویزیون می‌نشیند، مثلا اخبار سراسری، دلش می‌خواهد خبرهای بیشتری را در زمان&nbsp;کوتاه‌تری بشنود. گزارش از مجلس اگر قرار باشد شامل نطق‌های پیش از دستور و حواشی بشود، خیلی طولانی می‌شود. کی حوصله دارد این همه مدت خبر گوش دهد؟ ما محدودیت زمانی داریم و با گزارش‌های طولانی، بخش خبری مخاطبش را از دست می‌دهد. بنابراین باید مهمترین و کوتاه‌ترین اخبار پخش شود. در خبر باید به فراگیری آن توجه کرد و کل جامعه را در نظر گرفت. چون فقط یک صداوسیما داریم و ملی هست، ذهنیت سانسور اخبار به وجود می‌آید.</font></p>
<p>
<p>
<p align="justify">
<p align="justify">
<p align="justify"><font size="2"><strong>معمولاً اوقات فراغت‌تون رو چه جوری می‌گذرونید؟</strong><br />ندارم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چرا؟ چرا این همه کار می‌کنید؟<br /></strong>نمی‌دونم!(با خنده) همه هم بهم می‌گن‌ها! حتی مدیرانم، در مورد کار&nbsp;زیادم به من، تذکر می دهند(‌چند تا علامت تعجب بذارم خوبه؟!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>نظر خانواده‌تون چیه؟</strong><br />پدر و مادرم که اصلا مخالف بودند. با گریه و زاری حلش کردم.‌(‌به آن آرمانگرایی و توکل و پشتکار که در مقدمه عرض کردم، این سلاح ویژه‌ی خانم‌ها را هم اضافه کنید که اغلب عجیب تأ‌ثیرگذار است!) برادرم به من گفت این شغل یک هیجان کاذب است. بهتر است پی سه چیز باشی: "‌تحصیل، تحقیق، تدریس"(‌وبا تأسف اضافه می کند:) و البته من هیچ‌وقت به حرفش گوش ندادم!</font></p>
<p align="justify"><font size="2"></font></p>
<p align="center"><font size="2"><strong><img src="http://www.4ghad.com/p4/image/63.jpg" /></strong></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>و همسرتون؟</strong><br />زمان ازدواج کارم تهیه‌ی مواد خام گزارش بود و کار تصویری نداشتم. با این حال همسرم صد در صد مخالف بود. و من قبول کردم کار نکنم چون ایشان آن‌قدر ویژگی‌های خوب داشتند که نمی‌توانستم بگذرم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>پس بعداً چطور ادامه دادید؟</strong><br />(با خنده) اصرار کردم و اصرار و اصرار...</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چقدر تلویزیون می‌بینید و چقدر اخبار می‌بینید؟</strong><br />از بچگی از خبر بدم می‌آمد! الان هم همین‌طور! الان هم همسرم دوست دارد خبر ببیند و من، فیلم وسریال.(همان دعوای همیشگی خانواده‌های ایرانی، و شاید خارجی هم!) من فیلم خیلی دوست دارم و البته این بدین مفهوم نیست که همه‌ی سریال‌ها وفیلم‌ها را می‌پسندم. آنقدر فیلم دیده‌ام که منتقد خوبی هم هستم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>موسیقی چطور؟</strong><br />اصلا اهل موسیقی نیستم. یعنی عادت ندارم. رادیو را ترجیح می‌دهم. راستش برنامه‌های رادیو حتی نسبت به تلویزیون هم پرمحتوا‌تر است چون به خاطر نداشتن تصویر، مجبور هستند با همین محتوا مردم را جذب کنند. در حالی که تلویزیونی‌ها به علت اتکا به قدرت تصویر، از محتوا غفلت می‌کنند. ما می‌توانیم سطح سلیقه‌ی مردم را بالا ببریم و آن‌ها را به کارهای سطح بالا عادت بدهیم.(‌جانا سخن از زبان ما می‌گویی! اما راستی آن وقت عشقولانه‌های مثلثی و جام باشگاه‌های اروپا چه می‌شود؟!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>کار کدام یک از همکاران‌تون رو می‌پسندید؟</strong><br />(‌اول چند نفری را نام می‌برد وبعد پشیمان می‌شود) همه‌ی همکارانم به نوعی سبک خاص خودشان را دارند، با یک یا چند نقطه‌ی قوت که تفاوت اصلی‌شان در همین کمی یا زیادی نقاط&nbsp; قوت‌شان است. من هم دوست دارم نقاط قوت کارشان را یاد بگیرم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>با همکاران‌تون رابطه‌ی صمیمانه‌ای دارید یا خیر؟</strong><br />خیلی غبطه می‌خوریم. چون فرصت نمی‌شود و نمی‌توانیم. تا چند دقیقه می‌خواهیم حرف بزنیم اتفاق جدیدی می‌افتد و باید بدویم دنبال خبر.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چقدر در روز مطالعه می‌کنید؟<br /></strong>خیلی کم. آن‌قدر ما را به کار یدی واداشته اند که دیگر فرصتی برای مطالعه نیست!</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>چقدر پیش میاد نماینده مجلسی از شما بخواد فلان چیز را نگویید و یا نشان ندهید؟</strong><br />&nbsp;خیلی زیاد. و ما موظف هستیم گوش بدهیم و این وظیفه‌ی کاری ماست و ربطی به اخلاق ندارد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>رفتاری از نماینده‌ای دیدید که به خاطر زشتی یا زیبایی فوق‌العاده‌ش در ذهن‌تون بمونه؟</strong><br />رفتار زشتی که دیدم این بود، در قضیه‌ی توهین یکی ازنشریات به آذری زبان‌ها، یکی ازنمایندگان، خیلی تند با خبرنگاری برخورد کرد. حتی دستش را بلند کرد تا آن خبرنگار را بزند! و من خیلی ناراحت شدم.<br />و زیبا هم... (کمی مکث می کند)&nbsp;وقتی یک نماینده در دفاع یا رد طرح یا لایحه‌ای قشنگ و با نیت خدایی و دفاع از حق مردم و به نمایندگی از مردم صحبت می‌کند، خیلی خوشحال می‌شوم و در دلم برایش دعا می‌کنم. و البته یک خاطره‌ی زیبا هم دارم؛ هم زیبا بود و هم دلم شکست: یکی از نمایندگانی که به لحاظ اخلاقی خدمتش ارادت داشتم برای مجلس هشتم کاندید نشد. علتش را پرسیدم، گفت: من چون شیمیایی هستم، سفر هوایی برایم ضرر دارد. در دوره‌ی قبلی 122 پرواز به حوزه‌ی انتخابی‌ام داشتم و این برای من بسیار مضر است.</font></p>
<p align="left"><img src="http://www.4ghad.com/p4/image/65.jpg" /></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>به کسی رأی دادید که بعد با دیدن عملکردش درمجلس پشیمان شوید؟ یا بالعکس تأسف بخورید که چرا رأی ندادم؟</strong><br />درمورد خیلی از نمایندگان شهرستان‌ها تأسف خوردم که نتوانسته‌ام به آن‌ها رأی بدهم. کسانی که هم تعهد دارند و هم تخصص.(‌قرارشد با وزارت کشوری‌ها صحبت کنیم برای انتخابات این دوره غیر از تهران، برگه رأی‌های چند شهر دیگر هم به خانم کوه خضری داده شود!!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>شده نماینده یا مسؤولی همیشه از مصاحبه وپاسخ به سؤالات طفره بره؟</strong><br />نه. هیچکس وجود ندارد که بخواهد مصاحبه نکند، مگر به خاطر رفتار خبرنگار. مثلا خیلی ازنماینده‌ها می‌گویند وقتی کوه خضری می‌آید، حتما باید جواب بدهید. در قوه قضائیه که بودم، برای مصاحبه با آقای رئیسی - معاون اول آیت الله شاهرودی - خیلی اذیت شدم، ولی سرانجام موفق به انجام چند&nbsp;مصاحبه‌ی اختصاصی با ایشان شدم.<br />با محمد جواد لاریجانی هم خیلی دوست داشتم مصاحبه کنم. سرانجام هم موفق شدم. ولی خیلی سخت بود و خون به جگرم کرد!<br />بعضی ها هم هستند که عددی برای مصاحبه نیستند، از خداشون هم هست مصاحبه کنند، ولی کلاس می‌گذارند و ادعای الکی می‌کنند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>تا به حال برای تهیه‌ی خبر یا گزارشی توبیخ شدید؟</strong><br />(با جدیت) خیلی جاها باید توبیخ می‌شدم که نشدم.( به این می‌گن خود انتقادی!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>و تشویق چطور؟</strong><br />(‌با شیطنتی آمیخته با حسرت) اصلا من را تشویق نکردند! در کارنامه‌ام خیلی خبرهای اختصاصی و مهم دارم اما تشویق نکردند. در کل کسانی که نوشتاری هستند نسبت به دیداری‌ها مهجورند.(‌خب چیه؟! چون خود انتقادی داره باید شکسته نفسی الکی هم بکنه؟!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>پیشنهاد رشوه چی؟<br /></strong>نه! در مورد سایر همکاران هم نشنیدم. خصوصاً درمورد خانم‌ها این اتفاق نمی‌افتد. چون خانم‌ها قانون‌مدارترند و اغلب انگیزه‌ی اقتصادی هم ندارند.</font></p>
<p align="center"><font size="2"><strong><img hspace="0" src="http://www.4ghad.com/p4/image/42.jpg" align="baseline" border="0" /></strong></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>این قصه‌ی محدودیت زنان در عرصه‌ی خبرنگاری صحت دارد یا خیر؟<br /></strong>این شغل آن‌قدر گسترده است و جای کار دارد<span dir="rtl"></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US"><span dir="rtl"></span>، که برای پیدا گشتن محدودیت هایش باید پژوهش شود !!!</span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: purple; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US">&nbsp;</span> دنیای خبر خیلی گسترده است. البته سوژه‌هایی هم هست که بنده شخصاً معتقدم نباید یک خانم سراغ آن برود. مثلاٌ من اگر بخواهم می‌توانم بروم از تمرین تیم ملی فوتبال گزارش تهیه کنم، اما خودم نمی‌پسندم؛ یا مثلاً گزارش از راسته‌ی قصاب‌ها در شأن یک خانم نیست.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>جذاب‌ترین گزارش؟</strong><br />هر کدام قشنگی‌های مخصوص به خود را دارند. یادم هست در یکی از مصاحبه‌های آقای خاتمی بعد از جلسه‌ی هیئت دولت، سخنگوی دولت گروه ما را بیرون کرد! بعد من شکایتش را به آقای خاتمی کردم. ایشان همان جا آقای رمضان‌زده را خواست و توبیخش کرد. من از هر دوی این اتفاقات تصویر داشتم و برای همین توانستم مطلب را به خوبی به بیننده نشان بدهم و گزارش خوبی هم از آب درآمد.(‌چه کار سختی است وقتی شیطنتت عجیب گل کرده و می‌خواهی بی‌اعتنا بگذری!)<br />یا در مورد گزارش کشف حجاب، توانستیم برای اولین بار صدای همسر رضاخان را پیدا و برای مردم پخش کنیم. آن‌جا که می‌گفت ما خودمان هم ناراحت بودیم و خجالت می‌کشیدیم، ولی مجبور بودیم حرف اعلیحضرت را گوش کنیم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>غافلگیرکننده‌ترین سؤال؟</strong><br />نمی‌توانم بگویم!! والبته پخش هم نشد. حتی بعداً آن مسؤول کسی را فرستاد که نوار سؤال را هم از من بگیرد!(‌دل‌تان کباب! به من گفت و گفت به شما نگویم. پای شهرام جزایری که وسط می‌آید، بی‌ترمزها هم محافظه‌کار می‌شوند! یک مورد دیگر هم یادش آمد اما از شما چه پنهان پای&nbsp;یکی از مسئولان&nbsp;وسط بود و حتی به من هم نگفت! این بار دل من هم کباب!!)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>غافلگیرکننده‌ترین جواب یک مسئول؟<br /></strong>خیلی پیش آمده. حضور ذهن ندارم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>بدترین سوتی شما مقابل یک مسئول؟</strong><br />یادم نمی‌آید. البته بعید هم نیست. ولی حتماً درستش کرده‌ام. همان بحث ماله‌کشی و...</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>زمانی دریکی از جلسات مصاحبه‌ی رئییس جمهور، آقای احمدی‌نژاد شما را به نام خواندند. چه احساسی داشتید؟<br /></strong>&nbsp;به هر حال افتخاری است که مردم و مسئولین ما را بشناسند. ولی این مورد خاص را بیشتر از هر چیز مرهون دقت نظر آقای احمدی‌نژاد می‌دانم.</font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سیاستی در قصر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-17.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.279</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>معصومه سادات موسوی شايد اغلب‌مان نمي‌دانيم سياست چيست. سياست همان بلغور کردن كلمات قلمبه سلمبه سرشار از ايسم‌ها و ايست‌ها است. يا زير پرچم حزب و گروهي سينه زدن‌؟ دانستن سياست لازم است يا مي‌شود مثل شتر مرغ سر زير...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>معصومه سادات موسوی</span></div>
<div class="entry-content">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>شايد اغلب‌مان نمي‌دانيم سياست چيست. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>سياست همان بلغور کردن كلمات قلمبه سلمبه سرشار از ايسم‌ها و ايست‌ها است. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>يا زير پرچم حزب و گروهي سينه زدن‌؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>دانستن سياست لازم است يا مي‌شود مثل شتر مرغ سر زير برف كرده و بي‌خيال از آدم‌ها و سرنوشت‌ها، شلغم‌وار زندگي كرد؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>سياست مربوط به همه است يا جنسي خاص مي‌طلبد؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>سياسي شدن يعني چه؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>يعني جوري حرف بزني كه ديگران نفهمند و به خاطر نفهميدن‌هاي‌شان تحسينت كنند يا مي‌شود مثل آدم‌هاي عادي حرف بزني اما سياستمدار باشي؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; <img height="269" src="http://www.4ghad.com/p4/image/53.jpg" width="450" /> 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>دل‌زنده‌اي مي‌گفت: سياست آشناي غريب است. همه هر روز و هر لحظه بارها و بارها آن را عملا به کار مي‌برند اما وقتي در سطح کلان مي‌خوانند يا مي‌شنوند، اظهار بي‌اطلاعي مي‌کنند؛ حتي برخي از آوردن نام سياست به زبان‌شان اکراه دارند در حالي که بدون سياست نمي‌توانند زندگي کنند. سياست شايد جهت دادن به زندگي باشد. سياست يعني انتخاب. وقتي صبح تصميم مي‌گيري به جاي پنير و گردو، کره و عسل بخوري، انتخاب کردي؛ يعني سياست ورزيدي. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>اصولا سياست با آدم چه مي‌كند؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>تيپش را عوض مي‌كند؟ مايه‌دار مي‌كند؟ شهرت مي‌دهد يا محبوبيت؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>از اين‌ها که بگذريم سياست براي جنس خاصي است؟ مردانه است يا زنان نيز مي‌توانند با سياست باشند؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>راستي زنان سياستمدار چگونه‌اند؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>زيبا و خوش‌صدا هستند؟ شيك پوش‌اند و طبق آخرين مدهاي اروپايي؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>از مرفهين بي‌دردند و ساكن بالاي شهر و در خانه‌هاي نوساز و با اتومبيل آخرين مدل رفت و آمد مي‌کنند؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>زناني که مهماني‌هاي دوره‌اي دارند و پس از اتمام اين مهماني به فکر پيداکردن لباس مناسب براي ميهماني بعدي‌اند؟ کدبانوهايي که با "کشلقمه فروشي" محل قرارداد بسته‌اند؟ زناني که براي همسرشان مثل عروسک‌هاي چيني هستند که هنوز لمس نکرده مي‌شکنند و هميشه بايد مراقب‌شان بود نه منتظر حرکتي از آن‌ها؟ 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>نمي‌دانم! 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>شايد سياست سهم پائين شهري‌ها هم هست؛ آن‌ها که دغدغه شيک بودن و آخرين مدل گشتن ندارند. زناني که براي همسرشان مادري هم مي‌کنند. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>مي‌دانيم، نمي‌دانيم و گاه‌گاهي در اين ندانسته‌هاي‌مان در حال غرق شدن هستيم. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " Tahoma?,?sans-serif?; mso-ansi-font-size: 11.0pt?>دانستن يا ندانستن؛ مسئله اين است. 
<p></span></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از شعار تا عمل</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-16.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.278</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>سایه ساروی یک بررسی اجمالی در میان عملکرد نمایندگان خانم چند دوره مجلس‌، عملا پرشعارترین و پرکارترین نمایندگان را به نسبت دوره‌های مختلف نشان می‌دهد. ۱۳ عضو فراكسیون زنان در مجلس ششم همگی از اعضای جبهه دوم خرداد بودند كه...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">سایه ساروی</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">یک بررسی اجمالی در میان عملکرد نمایندگان خانم چند دوره مجلس‌، عملا پرشعارترین و پرکارترین نمایندگان را به نسبت دوره‌های مختلف نشان می‌دهد. <br />۱۳ عضو فراكسیون زنان در مجلس ششم همگی از اعضای جبهه دوم خرداد بودند كه تلاش زیادی در تغییر قوانین مدنی و جزایی داشتند. این تلاش‌ها كه با شتاب‌زدگی نیز توام بود در موارد متعددی با قوانین شرع هم‌خوانی نداشت. به همین خاطر برخی از طرح‌ها و لوایحی كه در این فراكسیون به تصویب رسید نارضایتی‌‌های فراوانی برای مردم متدین جامعه به دنبال داشت.<br />از مهم‌ترین مباحثی كه در این كمیسیون مورد بحث و بررسی قرار گرفته موضوع الحاق ایران به كنوانسیون رفع تبعیض زنان بود كه واكنش‌های زیادی را در پی داشت.</font></p>
<p align="center"><font size="2">&nbsp;<img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/46.JPG" align="baseline" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><br /><font size="2">مخالفت علما، طرفداران پیوستن به كنوانسیون را واداشت تا ضمن برگزاری جلساتی با برخی از روحانیون، موفق به جلب نظر آنان شوند اما این اقدام سودی نداشت. <br />در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۱، زمانی كه تلاش موافقان برای طرح مجدد موضوع در صحن علنی مجلس ادامه داشت فتوای مكتوب چهار تن از مراجع عظام، آیات عظام تبریزی، مكارم شیرازی، فاضل لنكرانی و صافی گلپایگانی، شرایط جدیدی پدید آورد و موضوع به مدت یك سال از دستور كار مجلس خارج شد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">فعالیت دیگر فراكسیون زنان، طرح حمایت از كودكان و نوجوانان و بررسی آن در سال ۸۱ بود. طراحان قصد ایجاد مانع برای والدینی که دست به كودكان می‌زنند را داشتند اما شورای نگهبان پدر و مادر را در اقدام تربیتی آزاد گذاشت. <br />اصلاح قانون طلاق اقدام دیگر این فراكسیون بود كه خواستار اعطای حق مطلق طلاق به خانم‌ها بودند.&nbsp; این مصوبه نیز با ایراد شورای نگهبان مواجه شد و این شورا شرایط مراجعه‌ی زنان به محاكم را برای درخواست طلاق مبهم خواند. در واقع شورای نگهبان با این ایراد خود و تصریحی كه مجلس انجام داد از شائبه‌ی ایجاد حق مطلق طلاق برای زنان همانند مردان جلوگیری كرد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">قانون عسر و حرج، افزایش سن حضانت كودكان، اهدای جنین، پرداخت نفقه و اجرت‌المثل به زنان، برابری دیه‌ی زن و مرد، تابعیت زنان، طرح‌های سقط‌ درمانی، سن رشد دختران و آموزش اجباری پیش از ازدواج از دیگر مصوبات بحث برانگیز فراكسیون زنان در مجلس ششم بود.<br />در مجموع فراكسیون زنان مجلس ششم، ۳۵ طرح و لایحه در خصوص حل مسائل مربوط به زنان و خانواده بررسی كرد و از مجموع ۳۵ طرح و لایحه، ۱۷ مورد به تصویب رسید و مابقی طرح‌ها به دلیل مغایرت با شرع و قانون اساسی با ایراد شورای نگهبان مواجه شد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">در بررسی عملکرد فراکسیون زنان مجلس ششم مشاهده می‌شود که با طرح عناوین دهان پرکن و فرا فکنی از سوی خانم‌های نماینده این دوره مجلس و تخریب چهره شورای نگهبان در القای خصومت با طرح‌های الحاقی بانوان مجلس، این دوره فراکسیون زنان نه تنها کار خاصی&nbsp; در جهت حقوق خانم‌ها انجام نداده بلکه با حضور چهره‌هایی چون شیرین عبادی در صحن مجلس‌، موضع خود را تمام و کمال نشان دادند. </font></p>
<p align="justify"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/15.jpg" align="right" border="0" />بر خلاف فراکسیون ششم که با عناوین پر طمطراق دفاع از حقوق زنان پا به میدان گذاشت، فراکسیون زنان مجلس هفتم در اولین برگ از پرونده‌ی خود، فاطمه آلیا، نماینده تهران و رئیس فراکسیون زنان مجلس هفتم&nbsp; صریحا عنوان کرد: «فلسفه تعدد زوجات در نهایت به نفع زنان است و زنان باید تلاش کنند این مساله در بستر صحیح خود جا بیفتد.»&nbsp; و این صحبت چنان واکنش منفی‌ای در جامعه از سوی زنان نسبت به زنان مجلس هفتم بروز داد که خود خانم آلیا ترجیح دادند تا مدت‌ها نه تنها در خصوص این موضوع بلکه در مورد مطالب دیگر هم سکوت کنند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">و اما عملکردهای بعدی فراکسیون زنان&nbsp; مجلس هفتم، ۶ آذر ۱۳۸۶ تیتر خبری روزنامه‌ها حاکی از ارائه طرحی از سوی فراکسیون زنان مجلس به هیات رئیسه بود. خبر موصوف حاکی از وعده تغییر در قوانین ارث، دیه و تابعیت زنان بود. در خصوص تغییر در قوانین سهم الارث؛ این طرح به صورت یک طرح&nbsp; دو فوريتي به مجلس تقديم شد اما به دليل حكم شرعي آن، رأي لازم را در مجلس به دست نياورد و از سوي نمايندگان رد شد. در این مقوله یک مقدار نمایندگان زن دی.. که البته اصلاح طلبان مجلس ششم تقدیم این طرح را از لوایح پیشنهادی مجلس ششم دانسته اند. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">مطلب بعدی که با پیروزی زنان مجلس هفتم همراه بود، با توجه به اهمیت دوران بعد از زایمان و اهمیت استفاده نوزاد از شیر مادر، تبدیل مرخصی زایمان مستخدمین زن رسمی دولت از چهار ماه به شش ماه بود که این در نوع خود پیروزیی چشمگیر برای فراکسیون زنان مجلس هفتم بود.<br />یکی دیگر از کارهایی که تمامی نمایندگان اصول‌گرای زن جزء نقاط کارنامه درخشان خود از آن نام می‌برند تصويب سند منزلت زن مسلمان و پاسخي منطقي‌، علمي و اعتقادي به کساني بود که پيوستن به کنوانسيون ننگين و دروغين به ظاهر رفع همه‌ی اشکال تبعيض از زنان را مي‌طلبيدند و سنگ آن را به سينه مي‌زدند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">در حقيقت سند منزلت زن مسلمان با بيش از 140 ماده در ابعاد مختلف فردي‌، خانوادگي‌، حقوقي‌، قضايي‌، علمي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، سياسي و بين‌المللی و... نه تنها براي جامعه زنان ايران‌، بلکه راهکاري براي پيشرفت و اعتلاي همه جانبه زنان مسلمان در جهان است و اين مصوبه که حاصل تلاش زنان مجلس هفتم است‌، بيانگر اين نکته بود که آن‌چه را خود داشته‌، گران شمردند و از بيگانگان طلب نکردند و به دام گم‌شدگان لب درياي جهالت و گمراهي نيفتاده و کار خود را بر مبناي فرهنگ اصيل اسلام و قرآن و عترت بنا نهادند.<br />طى تمام فعاليت‌ها در مجلس هفتم 54 طرح و لايحه مربوط به خانم‌ها، کودکان و خانواده در دستور کار بوده که از اين تعداد 20 طرح و لايحه به تصويب نهايى و ابلاغ به دولت رسيد و بقيه نيز در دستور کار قرار دارد. طرح ساماندهى مد و لباس، تسهيل ازدواج جوانان، منشور حقوق و مسئوليت‌هاى زنان، قانون تعيين تکليف فرزندان حاصل از ازدواج ايرانى با خارجي، طرح اصلاح قانون مدني، قانون مبارزه با قاچاق انسان، بازنشستگى زودتر از موعد خانم‌ها و چندين طرح ديگر از دستاوردهاى زنان مجلس هفتم است.<br />&nbsp;<br />ختم کلام این‌که، زنان را چیزی جز حقوق متناسب، توام با احترام به حرمت انسانی و عدالت در همه عرصه‌ها خصوصاً زندگی خانوادگی، اجتماعی و حضور نگاه بی‌طرف در تصمیم گیری‌ها انتظاری نیست. امید که کاندیداهای زن مجلس آتی این مهم را بعد از اتمام شعارها و حضور در صحن مجلس، طی چهار سال فراموش ننمایند.<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نگارخانه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-15.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.277</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>نگارخانه محبوبه بوجار...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header">نگارخانه</div>
<div class="entry-content">
<p align="right">محبوبه بوجار</p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/20.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/22.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/23.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/24.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/25.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/27.jpg" align="baseline" border="0" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/28.jpg" align="baseline" border="0" /></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سیاست زور</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-14.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.276</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>ندا احسان بخش سياست در لغت به معناي تدبير، برای انجام كاري به بهترين نحو ممكن است. اما سياست در معناي امروزي آن و در عمل يعني رسيدن به هدف، از هر روش و به هر قيمت‌. و در اين...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">ندا احسان بخش</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">سياست در لغت به معناي تدبير، برای انجام كاري به بهترين نحو ممكن است. اما سياست در معناي امروزي آن و در عمل يعني رسيدن به هدف، از هر روش و به هر قيمت‌. و در اين معناست كه سياست‌، امروزه بيشتر در رديف بازي است تا يك علم. كه اين تعريف مغاير با اخلاق، انصاف و تعاليم ديني است. در اين سياست يا به تعبير بهتر در اين بازي هر چيزي ممكن است به عنوان وسيله مورد استفاده سياستمداران و سياست‌بازان قرار گيرد و از آن جمله است‌: اعتقادات‌، آرمان‌ها، عواطف‌، احساسات و حتي شرف و حيثيت و آبرو و ...</font></p>
<p align="justify"><font size="2">زن و مرد به عنوان موجودي الهي كه مركب از عقل و احساس‌اند، به تناسب ظرفيت و توانايي خود در پيشبرد اهداف، رفع نيازها و شكوفايي تمدن بشري نقش ايفا كرده و مي‌كنند. آن‌چه وجه تمايز زن و مرد در تاريخ پيشرفت بشريت است، ذات و اصل وجودي آن دو نیست؛ بلكه نسبت عقل و احساسي است كه در عملكرد خود در اين راه به كار مي‌برند. زنان به خاطر اين‌كه عواطف‌، روابط و احساسات، نقش تعيين‌كننده‌تري در تشخيص‌ها و تصميم‌گيري آنان دارد، متفاوت از مردان هستند که شايد يكي از فلسفه‌هاي آفرينش انسان از دو جنس متفاوت، همين باشد. اين ویژگي اگر چه نقطه قوت و امتياز زنان در برابر مردان بوده است، اما همواره دستاويزي براي سياست‌مداران در جهت جلب حمايت و نظر زنان بوده است.</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/32.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><font size="2">بازده و تاثير‌گذاري زنان در مواردي است كه نقشي بر اساس احساس و عواطف بر عهده‌ی آنان نهاده شود و تنها در اين صورت است كه آنان مي‌توانند عظمت‌، هنر‌، استعداد‌، توانايي‌، قدرت‌، تدبر و در يك معنا جوهره‌ي واقعي خود را نشان داده و مطمئنا انتظاري كه عقل‌، منطق، اخلاق و دين از زنان دارد چيزي فراتر و غير از اين فطرت و ساختار وجودي زن نیست و اگر اين باشد حتي اگر عرف هم باشد غير عقلايي است.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">با اين تعريف و تبيين ظرائف وجودي زن است كه ما حتي مي‌توانيم به وضوح دريابيم دوشادوشي زن و مرد در همه عرصه‌ها و ايفاي نقش مشابه در جامعه، نه تنها ايده‌اي نابخردانه است بلكه مغاير با جوهره‌ي وجودي‌، علايق و استعدادهاي زن است. سياست به معناي اصيل آن - تدبير جهت اجرا و مديريت امور محوله- نيز از اين قاعده مستثني نيست. همان‌گونه كه جهاد زن با جهاد مرد متفاوت است، سياست مرد نيز با سياست زن متفاوت است. همان‌گونه كه در سياست در جهت تدبير در اقتصاد، نيروهاي انتظامي و نظامي‌، كسب و درامد، امنيت جسمي و فيزيكي و رهبري و مديريت جامعه، كاري مردانه است، در مقابل آن، سياست در جهت تدبير در پرورش انسان‌ها، اصلاح‌، رشد و توسعه، فرهنگ، سلامت و امنيت فكري و اخلاقي جامعه و در يك کلام، تدبير در هر آن‌چه مربوط به احساس‌، اخلاق و فرهنگ است كاري زنانه است. البته اين تقسيم‌بندي بدين معنا نيست كه ورود هر كدام از زن و مرد در حيطه‌ی وظايف ديگري ناشدني و نادرست است چرا كه در بسياري از اوقات اين وظايف در كنار يكديگر قرار گرفته و يا با هم آميخنه مي‌شوند و حتي گاهي يكي از آن‌ها آن‌قدر مهم است كه ديگري را تحت الشعاع قرار مي‌دهد؛ مانند دفاع از اسلام كه واجب عيني است.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">با آن‌كه جهاد امري به ظاهر فيزيكي و در حيطه‌ی مردانه است ولي آن‌گاه كه پاي غيرت، آبرو و كيان اسلام به ميان مي‌آيد زن و مرد در اين راه بپاخيزند؛ يا در راهپيمايي، انتخابات و حتي مجلس&nbsp; و از اين قبيل سياست‌ها نه تنها زن و مرد بايد هم‌پاي هم در صحنه حضور داشته باشند بلكه تا حد ممكن دختر و پسر و كودك و نوجوان هم بايد باشند تا بودن‌شان را براي هميشه تثبيت كنند. آن‌چه هرگز نبايد فراموش كنيم آن است كه هميشه و در همه جا حضور زن احساس مي‌شود چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير‌مستقيم. همان‌طور كه امام راحل نيز فزمودند: از دامن زن مرد به معراج مي‌رود. به نظر من منظور اين بوده كه: هميشه پشت هر مرد موفقي(در تمام امور به ويژه سياست) زني فداكار وجود دارد.<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>پارادوکسی لطیف</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-13.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.275</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>غزل مهیمن زنان ایران زمین سال‌ها الگوی رفتاری خود را بر اساس آن چه در طول اعصار گذشته با آن خو گرفته بودند برنامه‌ریزی می‌کردند. بر اساس این انگاره‌ها، زنان سال‌‌ها بدون هیچ حق و حقوق مدنی فقط متعلق به...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">غزل مهیمن</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">زنان ایران زمین سال‌ها الگوی رفتاری خود را بر اساس آن چه در طول اعصار گذشته با آن خو گرفته بودند برنامه‌ریزی می‌کردند. بر اساس این انگاره‌ها، زنان سال‌‌ها بدون هیچ حق و حقوق مدنی فقط متعلق به حوزه‌ی خانواده&nbsp; بودند و راز عزت زن در فرمان‌برداری بی‌چون و چرای او بود.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">اقدامات چندی که زنان در جریان انقلاب مشروطه از خود نشان دادند، باعث شد حاشیه‌نشینی زنان قانونی شده و طبق ماده 10 و 13 قانون انتخابات مصوب، جامعه زنان از حق رای و حق انتخاب شدن محروم شدند. در زمان پهلوی اول با کشف حجاب، زنان دو گروه شدند؛ گروهی به دلیل کشف حجاب خانه‌نشین شده و گروهی برای فاصله‌گیری از سنت به سمت جامعه و فعالیت‌های بیرون از منزل رو آوردند. این شکاف در دوران پهلوی دوم به اوج خود رسید. و باز این دوران نیز قادر به برآورده کردن خواسته‌های قانونی و حقوقی جامعه زنان نشد.&nbsp;&nbsp;</font></p>
<p align="center"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/48.jpg" vspace="10" border="0" /></p>
<p align="justify"><br />آن‌چه باعث تعجب جامعه‌شناسان و اندیش‌مندان شد، حضور همه جانبه‌ی زنان و جامعه‌ی نسوان در جریان انقلاب اسلامی بود. به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و تحمیل جنگ خانمان‌سوز به مملکت اسلامی باز این زنان بودند که چه از پشت صحنه با تشویق و ترغیب فرزندان و همسران به شرکت در نبرد حق علیه باطل و چه با حضور در صحنه‌های حضوری جنگ مانند پرستاران و پزشکان زن‌، حضور خود را فریاد زدند. یکی از فرماندهان ارشد زمان جنگ حتی از عملیات‌های شناسایی توسط زنان رزمنده سخن گفت. در طول سال‌های مبارزات انقلابی و جنگ، بیش از ۶ هزار و ششصد زن توسط رژیم گذشته، بمباران‌های زمان جنگ یا به دست نیروهای عراقی به شهادت رسیدند؛ که البته تنها از زندگینامه پنج هزار تن از آن‌ها اطلاعات کامل در دست است. این ارقام جدا از آمار زنان اسیری است که بعضی از آن‌ها سال‌های بسیاری را در مخوف‌ترین زندان‌های عراق همچون ابوغریب سپری کردند. اسناد تازه انتشار یافته از زنانی سخن می‌گوید که در انقلاب نقش مبارزاتی و در جنگ عنصر عملیاتی بوده‌اند.<br />در خاطرات تازه انتشار یافته برخی از زنان اسیر حتی از شکنجه‌های سنگین در زندان‌های عراق و ایستادگی زنان رزمنده سخن گفته شده است. به عنوان نمونه در خاطرات اسارت فاطمه ناهیدی با عنوان «دوره درهای بسته» آمده است: «مریم به حالت غش افتاده بود، معصومه و حلیمه داد می‌زدند، یاحسین یاحسین می‌کردند، من سر مریم را گذاشته بودم روی پایم، آن‌قدر بی‌رمق شده بودیم که فریادهای‌مان به ناله بیشتر شبیه بود، معده مریم و معصومه خونریزی کرده بود اما ما همچنان در اعتصاب بودیم. عراقی‌ها وحشت کرده بودند. بالاخره با پافشاری ما بعد از ۱۷ روز افراد صلیب سرخ به دیدن ما آمدند و ... .<br />بر اساس آمار بنیاد جانبازان و امور ایثارگران‌، تعداد کل جانبازان زن، ۵ هزار و ۷۳۵ نفر است که از این تعداد ۳ هزار و ۷۵ نفر بالای ۲۵ درصد جانبازی دارند.<br />جدای از حضور در میادین انقلاب و نبرد، وجود زنان به ویژه بعد از جنگ در عرصه‌های سیاست نیز چشمگیر بوده است. تعداد زیادی در مشاغل مدیریتی سیاسی کشور مانند معاونین وزرا و مشاورین وزیر و نمایندگی مجلس و ... مشغول خدمت به مردم هستند.<br />تعاریف زیادی در باب سیاست وارد شده؛ متفکران اسلامی سیاست را تدبیر جامعه بر اساس مصالح مادی و معنوی شمرده‌اند. </p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/47.jpg" align="baseline" border="0" /></font></p><font size="2">
<p align="justify"><br />در تعاریف نگاشته شده از سیاست می‌بینیم مردم برداشت‌های دیگری از سیاست دارند‌: گاهی سیاست را بی پدر و مادر نامیده و زمانی از&nbsp; سیاست به عنوان&nbsp; چال و نیرنگ نام برده‌اند...<br />روزگاری سیاست را «یافتن ِ راه‌های ِ فریفتن ِ مردم، برای ِ پایداری ِ قدرت» دانسته و زمانی دیگر «یافتن ِ راه‌های فریفتنِ مردم، برای ِ پایه‌ریزی ِ قدرت» را در تعریف سیاست گفته‌اند. <br />حال با در نظر گرفتن جمیع تعاریف تخصصی و عامیانه در باب سیاست، این سؤال پیش آمده که چگونه می‌توان کسانی که دنیای احساس و عاطفه بوده و در دامان پر مهر خود بزرگ‌مردان روزگار را تعلیم داده‌اند را کنار زنانی گذاشت که زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها تاب آورده و آرزوی تسلیم را بر دل دشمن باقی می‌گذارند؟<br />باز با این تعاریف آیا می‌توان بین مادری که با ظرافت طبع و تلطیف حضور‌، مدیریت&nbsp; و هدایت خانواده را بر دوش گرفته و هم‌زمان در میدان‌های سیاست موفق و سربلند پله‌های ترقی را طی می‌نماید، حاصل جمعی قائل بود؟<br />جز پارادوکسی&nbsp; ملموس، چه نامی می‌توان بر این حضور گذاشت؟؛ پارادوکسی لطیف و البته آمیخته از ماهیت ماهوی زنان و حضور آنان در سیاست؛ پارادوکسی از جنس استقامت و مقاومت با طعم شکنندگی و ایثار.<br /></p></font></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>عکس خورشید</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-12.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.274</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>فاطمه اکبری پویانی 1همیشه هستم/ آن روز.../ آفتاب زده بود که رفتم پشت بام و مادر را دیدم. رنگ و رویش زرد شده بود. کاش می‌شد به او سر بزنم‌! عصر قرار است استاد حسن بیاید گوشه حیاط حمام بسازیم....</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">فاطمه اکبری پویانی</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">1<br />همیشه هستم/ آن روز.../ آفتاب زده بود که رفتم پشت بام و مادر را دیدم. رنگ و رویش زرد شده بود. کاش می‌شد به او سر بزنم‌! عصر قرار است استاد حسن بیاید گوشه حیاط حمام بسازیم. خدا لعنت کند این قلدر را که دستور داد چادر از سر ما بکشند. صبح گوهر مدرسه نرفت؛ شاید دیگر هم نرود. پرسیدم چرا نمی‌روی؟ توی چشم‌هایم نگاه کرد و گفت: «قرار است عکاس باشی بیاید از ما عکس بگیرد. بدون حجاب!».</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/11.jpg" align="middle" vspace="10" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><font size="2">2<br />دیروز/ عصر با خانم‌های مسجد قرار دارم. باید دسته‌جمعی برویم قدم بزنیم. عراقی‌ها در 10 کیلومتری جاده خرمشهر - اهوازند. اما ما می‌رویم! پاسدارها ببینند ما هنوز توی شهر قدم می‌زنیم دل‌شان گرم می‌شود‌. دلم برای زهرا خانم می‌سوزد. همین یک پسر را داشت. سگ‌های قبرستان از بس جنازه خورده‌اند هار شدند. باید برویم قبرستان سهراب را دفن کنیم. می‌ترسم ولی... ولی باید بروم. امروز خیلی کار دارم!</font></p>
<p align="justify"><font size="2">3<br />امروز/ مجید خندید‌. حرصم گرفت‌. هر وقت حرف این آقا را می‌زنم همین کار را می‌کند! دیروز خیلی جدی گفت: «حق نداری فردا بهش رای بدی!» ولی امروز توی نگاهش تردید دیدم! موقع پیاده شدن از ماشین گفت: «مهتاب! کد انتخاباتی این آقای دکتر شما چی بود؟» شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «عمرا!» دستی به ریش‌هایش کشید و گفت: «جون من!». خندیدم!<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کن کووور زن وسیاست!؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-11.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.273</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; عارفه سنجش 1. یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می‌دهد؟الف - جمهوری کمونیستیب - جمهوری فمینیستیج - هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشهد - جمهوری کیلو چنده! شوهر منیژه سالی دو بار منیژه رو می‌بره دوبی...]]></summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header">&nbsp;</div>
<div class="entry-content">
<p><font size="2">عارفه سنجش</font></p>
<p><font size="2"><strong>1. یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می‌دهد؟<img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/5.jpg" align="left" vspace="10" border="0" /><br /></strong>الف - جمهوری کمونیستی<br />ب - جمهوری فمینیستی<br />ج - هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشه<br />د - جمهوری کیلو چنده! شوهر منیژه سالی دو بار منیژه رو می‌بره دوبی اون وقت من باید صب تا شب بشینم کنج این خونه مملکت رو اداره کنم.<br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><strong>2. نام نخست وزیر فقید پاکستان که چند وقت پیش به قتل رسید. ..... بوتو<br /></strong>الف - بی نظیر بوتو<br />ب - کم نظیر بوتو<br />ج - یه دختر دارم تا نداره بوتو<br />د - بابا همه جا ریخته! بوتو<br />&nbsp;<br /><strong>3. کدام گزینه زیر را مسبب اصلی ترور خانم بوتو می‌دانید!</strong><br />الف - گزینه ب<br />ب - گزینه جیم<br />جیم - گزینه دال<br />د - علی دایی!<br />&nbsp;<br /><strong>4. موفق‌ترین زن در عرصه سیاست را چه کسی می‌دانید؟</strong><br />الف - آنجلا مرکل<br />ب - کاندولیزا رایس<br />ج - مارگارت تاچر<br />د - یانگوم <br />راهنمایی: گزینه‌های الف و ب و ج درست نمی‌باشد.<br />&nbsp;<br /><strong>5. فمنیست چیست؟</strong><br />الف - کلا چیز خوبی است<br />ب -&nbsp; کلا چیز خوبی نیست<br />ج - توهم است<br />د - یه چیز تو مایه‌های زن ذلیلی است!<br />و -&nbsp; همون چیزیه که بعضی از عناصر بچه قرتی(بعضی از آقایونو می‌گه) اسمش رو می‌ذارن عشق! <br />ه - نام نوعی درخت گلابی است که در جنگل‌های آمازون رشد می‌کند.<br />&nbsp;<br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><strong>اللهم صل علی محمد و آل محمد!<br /></strong>&nbsp;<br />6. صلوات فوق به چه منظور فرستاده شد؟<br />الف - آمرزش اموات<br />ب - شادی روح بازماندگان<br />ج - سلامتی خودتون و خونوادتون<br />د - هیچ‌کدام بابا! انگار بیسکوییت وسط جلسه رو دارن پخش می‌کنن!<br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><strong>7. نام دبیر سازمان سیاسی اجتماعی آزادی زن. پروین ....<br /></strong>الف - پروین کابلی<br />ب - پروین لوس آنجلسی<br />ج - پروین مزار شریفی <br />د - پروین همه جای جهان سرای من است! <br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><strong>8. روزنامه‌نگار و خبرنگار زن ایرانی که يکی از ۳۰ زنی بود که با اعتراض مدنی جلوی در غربی ورزشگاه آزادی، در&nbsp; اواخر نيمه اول توانست مسابقه ایران بحرین در چارچوب رقابت‌های مقدماتی جام جهانی 2006 را را از نزديک ببينند. <br /></strong>الف - به دلیل طولانی شدن سوال از ارائه گزینه الف معذوریم!<br />ب - پرستو دوکوهکی<br />ج - کفتر چاهی دوکوهکی<br />د - عقاب تیز پرواز دوکوهکی<br />و - پیلا پیلا دوکوهکی<br />ه - خب مگه مجبورین برین آزادی! پاشین برین نیوکمپ بدون این که علاف شین کل بازی رو ببینین! تازه اونم بازی بارسلونو نه ایران بحرینو!<br />&nbsp;<br /><strong>9. حقوق‌دان ایرانی که سومین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را برده است</strong>.<br />الف - شیرین عبادی<br />ب - شیرین عبادی<br />ج - شیرین عبادی<br />د - گزینه الف و ب<br />و - همه موارد فوق صحیح است<br />ه - نخیر هیچ کدوم صحیح نیست<br />ی - کلیه گزینه‌های فوق با هم درگیرند!</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/4.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>10. نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم و نئون؟ گازهای ...‌(‌سوال سیاسیو باش‌‌!)<br /></strong>الف ‌- سر به زیر<br />ب - نجیب<br />ج - با وقار <br />د - کلا بچه خوبیه!<br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><strong>11. به دلیل بی‌ربط بودن سوال&nbsp;قبل، این سوال پلمپ می‌گردد.<br /></strong>الف - ...<br />ب - ...<br />ج - ...<br />د - علی دایی!<br />&nbsp;<br /><strong>12. به نظر شما یک خانم اگر رییس جمهور شود چه چیز را سر سفره مردم می‌آورد؟</strong><br />الف - نفت<br />ب - گاز و اورانیوم غنی شده<br />ج - کیک زرد<br />د - پیتزا آماده از سر کوچه<br />و - چیزی سر سفره نمی‌یاره! مردم رو می‌بره رستوران!<br />ه - خانم‌ها اهل دروغ نیستند!<br />&nbsp;<br /><strong>13. سن قانونی زنان برای کاندیدا شدن برای&nbsp; انتخابات ریاست جمهوری؟</strong><br />الف - 30 سال<br />ب - 35 سال<br />ج - 40 سال<br />د - از آن جایی که سن خانم‌ها از 25 بالاتر نمی‌رود‌. خانم‌ها نمی‌توانند اصلا کاندیدا شوند.<br />&nbsp;<br /></font><font size="2"><font color="#cc0000">داوطلبان عزیز وقت پاسخ‌گویی به سوالات به پایان رسیده است! لطفا‌ با زبان خوش پاسخ‌نامه‌های خود را بالا بگیرید.<br />ضمنا نتیجه آزمون از نیم ساعت پیش! بر روی سایت سازمان سنجش&nbsp; قرار گرفته است! داوطلبان عزیز می‌توانند با مراجعه به سایت از رد صلاحیت شدن خود مطمئن گردند.</font><br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>كاريكاتور</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-10.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.272</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;...]]></summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header">&nbsp;</div>
<div class="entry-content">
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/29.jpg" align="baseline" border="1" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/30.jpg" align="baseline" border="1" /></p>
<p align="center"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/31.jpg" align="baseline" border="1" /></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ما حامیان حقوق بشر شدیم!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-9.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.271</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>آزاده رهجوگفتند شفاف‌سازی! روزی سه بار، صبح، ظهر، شام و ... شاید هم بیشتر! در روزنامه‌ها، مجلات، صداوسیما، سخنرانی‌ها و ...؛ کم کم باورمان شد باید همه جا و همه چیز شفاف باشد. ما هم شروع کردیم به شفاف سازی....</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">آزاده رهجو<br />گفتند شفاف‌سازی! روزی سه بار، صبح، ظهر، شام و ... شاید هم بیشتر! در روزنامه‌ها، مجلات، صداوسیما، سخنرانی‌ها و ...؛ کم کم باورمان شد باید همه جا و همه چیز شفاف باشد. ما هم شروع کردیم به شفاف سازی. دیوارها مزاحم بودند؛ تا آن جا که می‌شد برشان داشتیم؛ همه جا اُپن شد! </font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">پنجره‌ها را بزرگ کردیم. رو به رو. مشرف به هم... . مباد که متهم شویم به شفاف نبودن.<br />از خانه‌های یکی دو طبقه، اشراف کامل نبود. خراب‌شان کردیم. جای‌شان برج سبز شد؛ هر روز بالاتر از دیروز؛ و وسعت دیدمان عجیب زیاد شده بود. <br />شفاف‌سازی داشت کامل می‌شد. کافی بود اراده کنی تا از پنجره‌ی خانه‌ات تک تک همسایه‌ها را بررسی کنی.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">خانه‌ها شفاف شده بودند اما هنوز بودند آدم‌های مبهمی که در فاصله‌ی دیوار بین دو پنجره مخفی می‌شدند. مردها به بهانه‌ی کار بیرون می‌آمدند. مانده بود زن‌ها؛ باید بیرون‌شان می‌کشیدیم. همه چیز باید شفاف می‌شد. <br />تلاش‌هامان بی‌فایده مانده بود. هر چه می‌کردیم باز هم پشت دیوارهای ابهام پناه می‌گرفتند؛ مبهم مانده بودند هنوز.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">فکرهامان را روی هم ریختیم. مساله‌ی مهمی بود. در هم اندیشی‌مان مرزهای شفاف را هم برداشتیم؛ داخلی و خارجی یکی شدیم؛ تا اینکه راه چاره پیدا شد.<br />زن بودند و با عاطفه؛ ما هم از راه احساس و عاطفه وارد شدیم. گفتیم «مظلوم مانده‌اید! در طول تاریخ، از زمان مادرتان حوا تاکنون مظلوم بوده‌اید و نمی‌دانستید. مردان ظالمانه خانه‌نشین‌تان کرده بودند و شما هم چه صبورانه پذیرفته بودید! اما زمانه عوض شده؛ همه جا شفاف است. دیگر نمی‌توانند روی این ظلم تاریخی سرپوش بگذارند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">چند نفری با شنیدن صدای‌مان از پشت دیوارها سرک کشیدند... . تشویق‌شان کردیم؛ با سوت و کف! تعدادشان کمی بیشتر شد. و ما بزرگترشان نشان دادیم؛ در روزنامه ها، شبکه‌های ماهواره‌ای، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و ... .<br />کم بودند؛ اما استعداد خوبی داشتند در تکرار حرف‌مان. اول برای‌شان متن می‌نوشتیم. کم کم راه افتادند. اشاره می‌کردیم و خودشان بیانیه صادر می‌کردند، تجمع می‌کردند، اعتراض می‌کردند و ... .</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/17.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><font size="2">دوستان خارجی‌مان باز هم به کمک آمدند. با حقوق بشرشان! که همه جای این کره‌ی خاکی رعایت می‌شد جز در این جا! در چشم به هم زدنی همه‌ی رسانه ها را پر کردند از ظلمی که در حق زنان روا داشته‌ایم. اول فقط تبلیغات بود؛ کم کم اما تهدید هم اضافه شد.<br />انگار دوستان خارجی‌مان نگران‌تر از ما بودند! بس که نوع دوست‌اند و مهربان!<br />از بین همان گروه اندک، چند نفری را برگزیدند؛ که هم حمایت‌شان کنند و هم پشتوانه‌ی فکری‌شان شوند! و این چند نفر مفتخر شدند به رهبری جریان دفاع از حقوق زن!</font></p>
<p align="justify"><font size="2">کم کم خواسته‌های دوستان‌مان بیشتر هم شد؛ دیگر دغدغه‌شان تنها دفاع از حقوق زن نبود؛ فهمیده بودند آب از سرچشمه گل‌آلود است! فهمیده بودند در این مملکت اصلا دموکراسی وجود ندارد. فهمیده بودند فقط زنان تحت ظلم نبوده‌اند؛ در این مملکت، بشریت زیر بار ظلم است. نمی‌دانم با وجود همه‌ی شفاف سازی‌ها چرا ما نفهمیده بودیم؟ شاید برای این است که هر چه باشد آن‌ها پیشرفته‌اند؛ مسائل را بهتر درک می‌کنند.<br />ما هم حمایت‌شان کردیم! اعتراض کردیم. کتاب نوشتیم. مقاله دادیم. تجمع کردیم. بیانیه صادر کردیم. شعار دادیم. بر ضد این حکومت سنت‌مدار فاشیستی.</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="0" src="http://4ghad.com/p4/image/18.jpg" align="middle" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><br /><font size="2">هر چند هنوز موفقیت چندانی کسب نکرده‌ایم اما هم‌چنان امیدواریم. ما نه تنها در دفاع از حقوق زنان؛ نه تنها در دفاع از حقوق کودکان؛ که در دفاع از حقوق بشر، در دفاع از آزادی و دموکراسی تا آخرین نفس از پای نمی‌نشینیم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">دوستان‌مان هم هوای‌مان را دارند؛ در دفاع از ما برنامه می‌سازند، بیانیه صادر می‌کنند، بودجه خرج می‌کنند و ... تشویق‌مان هم می‌کنند! خوب هم تشویق می‌کنند! نوبل هم گرفته‌ایم. و چقدر برای‌مان نوشتند...<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مادر! فرياد بزن حقت را</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-8.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.270</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>هاجر زمانی1- مادر! صداي گام‌هاي ژرفت را شنيدم كه به طواف مزار پدر همه‌ي تاريخ آمده بودي! اشك مي‌ريختي و مي‌خواندي! چه خوب به خاطر دارم ابتداي شعرت را؛ كه آميخته با حزن غريب تو بود؛ آميخته با شكوائيه از...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">هاجر زمانی<br /><br /></font><font size="2"><img style="WIDTH: 340px; HEIGHT: 265px" height="265" hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/19.jpg" width="340" align="right" vspace="10" border="0" />1- مادر! صداي گام‌هاي ژرفت را شنيدم كه به طواف مزار پدر همه‌ي تاريخ آمده بودي! اشك مي‌ريختي و مي‌خواندي! چه خوب به خاطر دارم ابتداي شعرت را؛ كه آميخته با حزن غريب تو بود؛ آميخته با شكوائيه از اهريمن، مادر! تو مي‌خواندي و علي‌(ع‌) اشك مي‌ريخت و فرزندانت تكرار مي‌كردند تا به خاطر بسپارند تا پس از قرن‌ها اين صداي مظلوميت تو به گوش همچون مني برسد.</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">قَد‍ كانَ بَعدَكَ اَنباء وَ هَنبَثهٌ لَو كُنتَ شاهِدَها لَم تَكثِرُ الخَطبِ: </font></p>
<p align="justify"><font size="2">«‌اي پدر‌! بعد از تو اخبار و آشوب‌ها برخاست؛ كه اگر تو بودي و حضور داشتي‌، اختلاف زياد نمي‌شد.»</font></p>
<p align="justify"><font size="2">2- اما اختلاف از آن‌جا آغاز شد كه خورشيد پدرت شد و فرزندانت فرزندان آفتاب اما كوردلان آفتاب را تاب نياوردند؛ خواستند اشعه‌هاي گرمابخش اين خورشيد را كه به تو رسيده بود بگيرند، به يادگار اين خورشيد يگانه هم رحم نكردند. براي آن‌چه مال تو بود شاهد خواستند، دو گواه براي آن‌چه خورشيد مال تو كرده بود، از تو شاهد عادل خواستند درحالي كه تو خود عين عدل بودي و همراه هميشگي آن‌كه دلش نمي‌خواست؛ حتي يك دانه‌ي گندم به ستم از دهان موري بستاند. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">3- مادر‌! آن روز ابري بود؛ وقتي در حضور غاصبان خلافت بودی! تو مي‌گفتي‌: چه از من‌، فرزند پيامبر مي‌خواهيد‌؟ آخر شرم‌تان را چند سكه در خود ذوب كرد و حياي‌تان را در كدامين پس كوچه‌ي زشت نامردمي جا گذاشتيد كه چنين گستاخانه مي‌گوييد‌؛ در حالي كه خدا فدك را به من ارزاني كرد و پيامبر خدا‌، والاترين انسان آن را به من واگذار نمود؟&nbsp; <br />مادر تو گفتي اما اهريمن نشنيد‌؛ نشنيد كه مي‌گفتي آي مردم‌! من فاطمه‌ام. فرزند بشارت خدا‌، از سلاله‌ي خورشيدم و خدا تنها به خاندان ما گفت كه‌: «‌انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا‌. خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد‌.» </font></p>
<p align="justify"><font size="2">مگر آن‌ها نمي‌دانستند اين آيه در حق تو نازل شده‌؟ چرا‌! چرا‌! آن‌ها مي‌دانستند‌... كسي نبود نداند‌... پس چه شد‌؟ به راستي چه شد كه گفتند فدك فيء همه‌ي مسلمين است با اين‌كه خود رسول خدا‌(ص) فرمودند‌: «‌گواهي آوردن بر كسي است كه ادعا مي‌كند و سوگند ياد كردن بر كسي است كه منكر است‌؟» مادر چه شد كه گواهي قانون خدا يعني تو را نشنيدند‌؟ </font></p>
<p align="justify"><font size="2">4-مادر‌! صداي مظلوميت تو آن‌قدر بلند و رسا بود كه من آن را از وراي قرن‌ها شنيدم. پس چرا آن زمان كسي نشنيد كه تو مي‌گفتي آي مردم‌! چگونه مرا از ميراثم محروم مي‌كنيد و به ياري‌ام نمي‌شتابيد‌؟ من مادر يازده كوه هستم كه بارها شما مردم را از هلاكت نجات دادند و از بيغوله‌هاي جهالت بيرون‌تان كشيدند‌، من يادگار دوران رسالتم‌، آه مردم... مادر مگر زبان تو گوياترين زبان دنيا نبود‌؟ مگر حرف‌هاي تو بوي بهشت نمي‌داد‌؟ چه بر سر مردمان آمده بود كه رايحه‌ي بهشت را به مشتي سكه فروختند و دم نزدند؟ </font></p>
<p align="justify"><font size="2">مادر! مظلوميتت را بر نمي‌تابم. وصيتت را، فرياد خاموش مظلوميتت را شنيدم. دوست دارم نگاهم رنگ حقيقت بدهد و اعمالم سرچشمه از پاك‌ترين چشمه‌ها بگيرد، مي‌خواهم به تو اقتدا كنم و من نيزتا آن‌جا که می‌توانم فرياد بزنم؛ فرياد آزادگي در عين وارستگي و صلابت؛ در عين نجابت. مادر‌! من؛ دختري از ديار سرگرداني‌ها از تو ياري مي‌خواهم!<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از جامدادی تا سیاست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-7.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.269</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>فاطمه تولاییکل کلای من و سهیلا تمومی نداشت. همیشه سر همه چیز با هم اختلاف نظر داشتیم. سمانه که میومد با پا در میونی اون بحث‌های ما دو نفر هم تقریبا جمع‌بندی می‌شد چون پخته‌تر فکر می‌کرد و حرف می‌زد....</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">فاطمه تولایی<br />کل کلای من و سهیلا تمومی نداشت. همیشه سر همه چیز با هم اختلاف نظر داشتیم. سمانه که میومد با پا در میونی اون بحث‌های ما دو نفر هم تقریبا جمع‌بندی می‌شد چون پخته‌تر فکر می‌کرد و حرف می‌زد. </font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/33.jpg" align="left" vspace="10" border="0" />این دفعه بحث من و سهیلا سر این قضیه بود که آیا زن‌ها می‌تونن و باید در امور سیاسی و سیاست دخالت کنن یا نه! آیا حضور اون‌ها در عرصه‌های سیاسی زیان‌باره یا لازم‌؟</font></p>
<p align="justify"><font size="2">من به شدت موافق حضور فعال زن در عرصه‌های مختلف سیاسی بودم. اونم با تمام اصول و فروع و حواشی اون و معتقد بودم امور مربوط به خونه همیشه یه جور ترمزه برای زن‌ها. به عکس سهیلا می‌گفت زن‌ها اصلا نباید در این زمینه وارد بشن و دائم مثال از زنان غربی می‌آورد که در دامن زدن به هیاهوی جنگ و بی‌عدالتی گوی سبقت رو مثل خانم رایس از مردا ربودن و بهش میگن دختر جنگ و ... خلاصه بحث‌مون خیلی بالا گرفت تا این‌که سمانه به دادمون رسید و گفت مگه حضرت زهرا(س) خونه‌داری نمی‌کردن؟ مگه این قضیه جلوی بینش سیاسی ایشون رو گرفت؟ جایی که لازم بود، توی خونه و کوچه و مسجد به حمایت از ولی زمان برخاستن اون هم تحت هر شرایطی‌، پشت در‌، زیر سیلی‌، در سخنرانی و... . مگه حضرت زینب‌(س) بچه‌داری نمی‌کردن‌؟ این کار مانع انجام رسالت عاشورا شد؟ شما فکر می‌کنین حضرت زینب‌(س) یه روزه تو کربلا بینش سیاسی پیدا کردن‌؟ دیدگاه درستی از قبل نسبت به شرایط زمان‌شون نداشتن؟ نه! همون دیدگاه‌های صحیح اجتماعی و سیاسی ایشون نسبت به اوضاع و شرایط زمان بود که پیام عاشورا رو به کوفه و شام و عالم و تاریخ رسوند. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">مگه سیاست فقط جزء احزاب سیاسی شدن و تو مجلس رفتن و تو حوزه‌های سیاسی - اجتماعی داخل شدنه‌؟ من که فکر می‌کنم دید و بینش سیاسی ما باید اون قدر قوی باشه تا بفهمیم چه کسی چه خوابی برامون دیده.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">زن اون قدر باید ریزبین باشه که از دیدن چهار تا برنامه، بتونه سیاست پشت اونا رو بفهمه... از دیدن چهار تا عکس روی جامدادی و مداد تراش و دفترچه، بگیره که چه خوابی برای بچه‌اش دیدن تا بتونه به موقع عکس‌العمل مناسبی داشته باشه و بفهمه اگه یه عده سنگ حقوق اون رو به سینه می‌زنن دل‌شون به حال زن جماعت سوخته یا می‌خوان از عواطف اون به نفع بازی‌های سیاسی خودشون بهره‌برداری کنن؟ این، اون بینشیه که ما الان بهش نیاز داریم.<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بشور، بساب، بپز!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-6.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.268</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>سکینه فتحی - میترا: من می‌گم باور اکثر مردها اینه که ما ناتوان‌تر از اون‌ها هستیم و از عهده‌ی انجام کارهای مهم سیاسی بر نمیایم و به هر نحوی که شده می‌خوان جلو ما رو بگیرن تا وارد کارهای سیاسی...</summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><font size="2">سکینه فتحی</font></div>
<div class="entry-content">
<p align="justify"><font size="2">- میترا: من می‌گم باور اکثر مردها اینه که ما ناتوان‌تر از اون‌ها هستیم و از عهده‌ی انجام کارهای مهم سیاسی بر نمیایم و به هر نحوی که شده می‌خوان جلو ما رو بگیرن تا وارد کارهای سیاسی نشیم. اصلا چشم ندارن ببینن ما ازشون بهتریم.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: ببینم اصلا تو دنبال چی هستی؟ می‌خواهی وارد کارهای سیاسی بشی چون واقعا دلت می‌خواد یا فقط می‌خواهی ثابت کنی می‌تونی از مردها بهتر باشی.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: هر دوش؛ ولی اول از همه می‌خوام ثابت کنم می‌تونم از مردها برتر باشم.&nbsp; </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: خیلی خب! آیا درسته که برای اثبات توانایی‌هات از بی‌راهه بری؟ مثلا برای رفتن به جنوب به سمت جاده‌ی شمال حرکت کنی؟ </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: نه خب! درست نیست. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: خیلی خب! بهتر نیست قبل از این‌که بخواهی با این هدف وارد دنیای سیاست بشی اول خودت، توانایی‌ها و روحیاتت رو خوب بشناسی‌؟ به عهده گرفتن مسئولیت‌های سیاسی نیاز به شرایطی داره که زن‌ها به خاطر خصوصیات ذاتی‌شون کمتر می‌تونند به اون شرایط دست پیدا بکنند.</font></p>
<p align="center"><font size="2"><img hspace="10" src="http://4ghad.com/p4/image/34.jpg" align="middle" vspace="10" border="0" /></font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: نه دیگه نشد! من هی میگم ما هیچی از مردها کمتر نداریم، هی تو میگی اونا می‌تونند ما نمی‌تونیم. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: اصلا بذار یه مثال بزنم، معمولا مردها از لحاظ جسمانی از ما زن‌ها قوی‌ترند و به خاطر همین ممکنه اونا بتونن یه وزنه‌ای رو بلند بکنند که ما نتونیم و این نشانه‌ی برتری یه مرد نیست چون خدا اون‌ها رو این‌طوری آفریده که از لحاظ جسمانی از ما قوی‌تر باشند و اون‌ها برای به دست آوردن این توانایی زحمتی نکشیدند و این نمی‌تونه به عنوان یک ملاک برتری باشه. سیاست هم مثل این وزنه می‌مونه که مردها به خاطر یه سری خصوصیات روحی و جسمی‌شون که خدا در وجودشون قرار داده توانایی بیشتری برای برداشتن اون دارند و البته زنانی هم هستند که به این شرایط دست پیدا می‌کنند اما چون تعداد زنانی که به این شرایط دست پیدا می‌کنند کمتره، خب طبیعتا حضور زنان در عرصه‌ی سیاست کمتر دیده میشه و اصلا درست نیست زن زیر بار وزنه‌ای بره که به خاطر طبیعت لطیف و ظریف و حساسش نمی‌تونه بلندش کنه و اگر سیاست با روحیات و خصوصیات مردان منطبق‌تره دلیل بر برتری مردان نمیشه و در نزد خدا اون‌هایی برترند که با تقواترند.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: یعنی می‌فرمایید ما پامون رو بکشیم بیرون و هیچ حضوری در عرصه‌ی سیاست نداشته باشیم‌؟ </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: نه من این رو نمیگم، میگم حضور محدود زنان در عرصه‌ی سیاست‌، نباید این توهم رو برای شما ایجاد کنه که مردان برترند در ضمن خیلی‌ها، چه مرد، چه زن، وارد دنیای سیاست میشن اما کسانی توفیق پیدا می‌کنند و موندگار میشن که با تقواتر باشند و خدمت بهتر و صادقانه‌تری به ملت کرده باشند‌، تو اگر هنرمندی و می‌خواهی یه کار بزرگ بکنی‌، مردی تربیت کن که در عالم سیاست موندگار بشه و نام و یاد نیکش ورد زبون‌ها باشه و بدون کار تو کوچک‌تر و کم اجرتر از کار فرزندت نخواهد بود. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: آهان! آخرش هم می‌خواستی حرف رو به این‌جا بکشونی که ما زن‌ها بشینیم تو خونه و بشوریم و بسابیم و بپزیم و بچه بزرگ کنیم. </font></p>
<p align="justify"><font size="2">- فخرالسادات: متاسفانه شما دید خوبی راجع به خونه و خانواده نداری و مدام می‌خواهی حرمتش رو بشکنی. خونه کوچکترین و مقدس‌ترین اجتماعه و تربیت فرزندان و خونه‌داری کار کوچیک و بی‌ارزشی نیست، اما تو به حریم خونه و خانواده به دید حقارت نگاه می‌کنی و به ارزش این کار آگاه نیستی وگرنه می‌فهمیدی برای اصلاح اون اجتماع بزرگ باید ریشه‌ها یعنی خانواده رو اصلاح کرد.</font></p>
<p align="justify"><font size="2">- میترا: نچ! ما قرار نیست هیچ جوره حرف هم رو بفهمیم. بی خیال. خداحافظ<br /></font></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>من يك چهره‌ی سياسي ناشناخته‌ام</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://4ghad.com/p4/post-5.html" />
    <id>tag:4ghad.com,2008:/p4//11.267</id>

    <published>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[زهرا باقری &nbsp; «اين چه وضع مملكته؟ هيچ چيز سر جاش نيست، اون از اتوبوس‌هاي شلوغ، ميني‌بوس‌هاي پر از دود، تاكسي‌ها با كرايه‌ی زياد، موتورها كه يك دفعه مي‌پيچند تو پياده رو، دوچرخه كه فقط آقايون حق استفاده دارند، اونم...]]></summary>
    <author>
        <name>mahdi</name>
        
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://4ghad.com/p4/">
        <![CDATA[<div class="entry-header"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN"><span dir="rtl">زهرا باقری</span></span></div>
<div class="entry-content">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN"><span dir="rtl"></span></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">«اين چه وضع مملكته؟ هيچ چيز سر جاش نيست، اون از اتوبوس‌هاي شلوغ، ميني‌بوس‌هاي پر از دود، تاكسي‌ها با كراي</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'">ه‌ی </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">زياد، موتورها كه يك دفعه مي‌پيچند تو پياده رو، دوچرخه كه فقط آقايون حق استفاده دارند، اونم از كفش،كفش!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">مگه نمي‌بيني قيمت را مي‌زنند 16 هزار تومن، ميگي قيمت مناسبِ حداقل يك سال شمسيه! مي‌خري مي‌شه يك ماه، درب و داغون! مي‌موني مگه اصطكاك كفش با زمين چقدر بود كه اين بلا سر كفش آمده! خوبه فقط چند بار مهماني رفته باشي، اونم كوچه پشتي! </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">كفش كه اين طور؛ كيف رو نگو، كيف كه مي‌گي هر چه گران‌تر، بهتر! ‌مي‌خري مي‌بيني اي بابا بر عكس بوده، باز لااقل اگر ارزان بود مي‌گفتي ارزان است، گران بود و خود به خود فرسوده شد، رنگش هم كه با اولين باران بهاري از مشكي به خاكستري و با دومين باران به مسي تبديل شد، كجاي ممكلت درسته؟!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">مي‌خواي يك پرس غذا را بيرون بخوري، بايد كلي پول تو جيبي‌هاي يك ماهه را يك شبه بدي كه تازه از كجا معلوم كيفيت غذا خوب باشه؟ برنجش شفته و خورشتش شور نباشه! ساندويج كه هيچي از بس فلفليه كه آدم مي‌مونه پول فلفل داده يا پول ساندويچ!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">تازه حالا ما كه دختريم ظلم مضاعف داريم، نمي‌شه اعتراض كرد، صداي اعتراض‌مون رو بستند، تا مي‌خواهيم حرف بزنيم ميگن نه مردي كه از هيبتت بترسند و نه زني كه از شوهرت! جامعه‌ی مردسالار بهتر از اين نمي‌شه! </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN"></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">همه اين‌ها، اين ظلم و تبعيض جنسيتي، اين بي‌عدالتي ناشي از تضاد طبقاتي ميان افراد جامعه كه بعضي‌ها نمي‌دونن چه طوري خرج كنند و بعضي‌ها چه طوري پول در بيارن! 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">من يك چهره‌ی سياسي ناشناخته‌ام، به تازگي هم به اين نتيجه رسيدم كه تا پول داري عزت و احترام داري، بي‌پولي بي‌احترامي، البته معضل الان نيست، از قديم هم همين طور بوده، مگه داستانش رو توی كتاب&nbsp;انگلیسی دبيرستان نخوندين، همون كه آقاهه رفت مهموني، لباس ساده داشت، راهش ندادند، عوض كرد، گرون قيمت، راه دادند و اونم سر مجلس! آقاهه هم نامردي نكرد و به لباسش گفت: بخور بخور كه احترامم به خاطر توه! خونديم و فكر كرديم مال اون موقع است اما الان هم همين‌طوره!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN"></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img src="http://4ghad.com/p4/image/54.jpg" /></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">قيمت گوشت و مرغ و تخم مرغ و تخم آفتاب‌گردون رو نگو! آن قدر بالاست كه آدم از هر تنقلاتي سير مي‌شه. اين وضع مملكته هي مي‌گن جامعه در حال گذار از سنتي به صنعتي، اين معضلات رو داره و ما شديم موش آزمايشگاهي. دبيرستان كه نظام جديد رو با بدبختي خونديم، كور شديم و جايي نبود كه نذر و نياز نكنيم و دخيل نبنديم تا دانشگاه قبول شيم. بازم خوب شد من به همون ديپلم قناعت كردم؛ آخه مي‌دونستم جهان سومي هستيم، چندسال ديگه وضع عوض مي‌شه. بيا! شش سال نشده خيال راحت مي‌توني بري دانشگاه! بيچاره اون‌هايي كه به خاطر قبول نشدن توی دانشگاه طلاق گرفتند، افسردگي گرفتند، خودكشي كردند. 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">آخه صبر و تحمل هم حدي داره. قضيه‌ی ما شده قضيه‌ی بادكنكِ سوراخ، هر جا را چسب مي‌زني، يه جاي ديگه پاره مي‌شه! مي‌تركه!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">
<p></span><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">بله! بايدم شاكي باشم. يك بار آمدم مثل بعضي‌ها بي‌صف نون بخرم؟ به ما مي‌گن بي‌دانش! بعد هم تا مي‌آييم اعتراض كنيم مي‌گن معلم سياسي نداري حرف سياسي نزن! مگه سياست پدر و مادر داره كه ما بريم بخونيم، ياد بگيريم و طبق اصول سياسي حرف سياسي بزنيم؟! اين‌ها رو آدم بايد درك كنه. چقدر مدرك‌گرايي، مدرک‌گرايي! اصلاً حرف از گروني و بي‌صف نون گرفتن و احترام به جيب مشتري ميشه حرف سياسي! و من خيلي وقته دارم فكر مي‌كنم در مملكت ما آزادي نيست، حقوق برابر نيست، چرا كسي ‌كه پنج تا نون مي‌خواد بايد بي‌صف نون بگيره من كه شش تا، داخل صف بمونم! اصلا من مي‌خوام بي‌صف نون بگيرم كي مي‌خواد جلوم روبگيره؟!» 
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN"></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-ansi-language: IN">اولش فكر كردم فقط خودم حيرون شدم. يه نيم‌نگاه به جمع كافي بود تا عمق فاجعه دستم بياد. البته به نگاه كردن نيازي نبود؛ چون بوي سوختن نون‌ها توی تنور نشون داد حتي شاطر هم مات حرف‌هاي&nbsp;اين خانومه شده.</span></p></div>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
