هميشه پاي يک زن درميان است

 

سریال «بیداری» و نقش زن در مجموعه های تلویزیونی

زینب محمدی

 

 

 

 67.jpg  66.jpgبعد از سالها برنامه سازي، خوشبختانه کم کم شاهد برنامه هايي هستيم که بيشتر مطابق زندگی واقعي اند. زنها نيمي از جامعه اند و به اندازه مردها در تمدن سهم دارند؛ اما نکات مهمي هست که بيشتر وقتها مراعات نمي شوند. در ستون هر خانواده، يک زن وجود دارد و اگر رسانه اي بخواهد واقعي عمل کند بايد همین صورت را نمایش دهد. حتي اگر موضوع مربوط به يک فيلم فضايي و تخيلي هم باشد، بازهم آن اثر بدون حضور همسر، مادر و يا دختري از جنس واقعي، اثری غيرواقعي خواهد شد.
در مجموعه ی تلویزیونی «بيداري»، شاهد خيل عظيم شخصيتهاي زن هستيم که در پيشبرد داستان نقش کليدي دارند. يک قهرمان اصلي که برای همه روشن است به نصيحت هيچ کسي گوش نمي دهد، زنی پولدار و بي فرزند که او هم خودسرانه همه کاري مي کند و بالاخره يک زن بدجنس که قصد از بين بردن اقتصاد مملکت را دارد و در مرحله اول با ربا خواري، کانون گرم يک خانواده را نابود می کند.
در بين اين همه زن بد و بدتر و بدترين، جاي يک نقش زن مثبت بسيار خالي است. انگار از نظر نويسنده، هيچ زني نمي تواند مثبت باشد. آيا در دنياي حقيقي هم اينگونه است؟ پس این که «مرد از دامن زن به معراج مي رود» کجا معنی پيدا مي کند؟
زن ها حتي اگر بيرون خانه کار مفيد و درآمد اقتصادي نداشته باشند، مي توانند با تربيت مردان خوب و صالح نقش مثبت و کليدي داشته باشند. شيرين بياتي، استاد تاريخ دانشگاه تهران، زنان ايراني را انتقال دهندگان ميراث فرهنگي می خواند و مي گويد: « از زماني كه زن براي فرزند خود در گهواره زمزمه لالايي سر داده و كمي بعدتر، زماني كه براي او داستان و افسانه گفته، انتقال ميراث فرهنگي را آغاز کرده است.»
آيا در اين مجموعه شاهد حداقل يک مورد زن متعادل هستيم؟! زن های اين مجموعه خودشان از بن و ريشه مشکل داشته اند يا ضعف از نويسنده است که نتوانسته زنان واقعي جامعه را - همانگونه که هستند- نشان دهد؟

 

همان اندازه که مردها در زندگی متفاوتند، زن ها هم؛ نه اين که فقط زن ها بد باشند. شايد اين مجموعه می خواست نقش کليدی زن را نشان دهد؛ اما با این فرض هم اين هدف در جهت منفی اعمال شده است. نقشي که شايد خيلی براذهان مخاطب خودش تاثير بگذارد چرا بايد تا اين اندازه دست کم گرفته شود و رفتارهاي بدش بدون عاقبت واقعي و رفتارهاي نسبتا خوبش بدون مبناي ديني و اخلاقي باشد؟

 شايد مشکل از ما زن ها هم هست که از خود مهارت چندانی نشان نمی دهيم و همه ی کارها را از اصل و اساس به مردها واگذار می کنيم. همه بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که بعضی از کارها مختص مردها است و بعضی هم مختص زنها؛ اما کارهای مشترکی هم وجود دارد، کارهايي که شايد با وجود يک زن در رأس يا بدنه ی آن کار، شاهد شکوفايي بيشتر آن باشيم. يکی از اين شغلهای مشترک کار در رسانه های ارتباط جمعی است و در اينگونه مجموعه ها که داستان حول محور نقش بانوان جامعه است، می شد با بهره بردن از نويسنده يا پژوهشگر زن که بيشتر با عمق احساسات و عواطف يک زن آشناست، از کاستي هاي اين مجموعه کاست و کار ايده آل تري به نمايش گذاشت. بايد تلاش کرد و هر کس را نسبت به تواناييهايي که دارد در مرتبه ی خود قرار داد. هر کسی را بهر کاری ساخته اند. مردها با توجه به مهارت های خود بايد کاری خاصی را انجام بدهند و زنها با توجه به ظرافت ها و ساختار بدنی کار ديگری را بايد انجام بدهند و هيچ کس نمی تواند جای ديگری را بگيرد. هر دو بايد مکمل يکديگر باشند و البته در عرصه پژوهش و توليد اثر از زنان بهره ی بيشتري برد.

 به اميد آن روز.

           

1 نظر

من نمی دونم چرا شما فکر می کنید ما زنها مقصریم چرا هیچ وقت به مردا نمی گن که خودشونو جمع و جور کنن ما باید آسه بریم آسه بیایم که مردا یه چیزشون نشه این آقایون تمام قوانین رو به نفع خودشون و فقط به خاطر این که یه چیزشون نشه به خانما تحمیل کردن حالا هی شما خانما رو مقصر بدونین که جوری زندگی کنن که مردا آسیب نبینن به قول یکی اگه مردا قرار بود زایمان کنن سقط جنین یکی از مراسم مقدس تمام قرون و ممالک به شمار می رفت حالا شما باز گیر بدین به خانم ها

نظر شما

تبلیغات

آرشیو










امکانات