حواها در رسانه‌هاي جمعي

زهرا باقري

 
78.jpgعلم روانشناسي سالهاست ثابت كرده كه براي تحمل فشار زندگي، ديدن برنامه‌هاي تلويزيون (صداو سيما) به عنوان يك رسانه جمعي، مناسب ترين گزينه است! اين رسانه جمعي بر هر درد بي‌درمان دواست!

براي رسيدن به آرامش چه چيزي بهتر از ديدن سريال‌هاي ايراني كه به قول معروف هر چند مي‌داني كه پایانش با عروسي و ازدواج تمام مي‌شود، اما نحوه‌ی اين ختم به خیر شدن مهم و جالب توجه است!

نکته قابل تامل در مورد تلویزیون این است که تعداد قابل توجهی از کارگردان‌های اين رسانه، مقیدند که به هر قیمتی، با هر ترفندی و با هر کسی باید ازدواج در سریال‌ها صورت بگیرد.

بدون شک نمونه‌هایی از این حیث بسیار است و ما با اين احتمال كه خوانندگان نشریه چارقد، خدای‌ناکرده پا‌ي‌بندِ سريال‌هاي ايراني نيستند، و فقط برنامه‌هاي فضانوردي را نگاه مي‌كنند، صلاح ديدیم به حكم « تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل»، به ذکر چند نمونه کوتاه از اين سريال‌ها بپردازیم!

سريال «فقط به خاطر من» كه چندي پيش به خوبي و خوشي و با عروسي به پايان رسيد! در این سريال، سعيد براي يافتن پدرش با آدرسي كه مادرش داده، از تهران راهي اصفهان مي‌شود و با نقشه قبلي به شكل آبدارچي وارد شركت آقاي شكيبا مي‌شود و در اين بين مريم دختر اين كارخانه‌دار مست و شيداي سادگي سعيد مي‌شود، در اواسط فيلم كارگردان سعيد را برادر مريم معرفي مي‌كند و اين واقعه براي مريم كلي حال‌گيري ايجاد مي‌كند ولي در نهايت كارگردان در رايزني‌هايي كه با نويسنده دارد فيلم‌نامه را هندي كرده و سرانجام سعيد هم شأن مريم و شريك در كارخانه مي‌شود!

اگر اين تنها موردي بود كه در نهايت داستان اين‌طور به پايان رسيد و علاقه دختر با چنين شأن اجتماعي‌اي را با پسر آبدارچي، اين‌طور توجيه شده نشان داد، مي‌شد از آن گذشت، اما در نگاه كلي به تمام سريال‌ها، تصوير ذهني كارگردانان و نويسندگان اين رسانه جمعي را از زنان به خوبي نشان مي‌دهد.

در سريال «دل خوش سيري چند»، آقاي اكليلي در نقش سورتمه‌چي باعث تحول زن بيوه‌اي كه در اوج غرور و خودبينی است، می‌شود و آن هم تنها به اين علت كه اين مرد بي‌باك جلوي ماشين او ايستاده و نترسيده است. و همین بی‌باکی و شجاعت! دست‌مایه‌ای برای مست و شيوا شدن خانم مغرور مي‌شود. در «دل خوش سیری چند» طوري این خانم دکتر عاشق پیشه را به تصویر می‌کشد كه گويي، هيچ نقطه قوتي در زندگي‌اش ندارد!

اين رسانه معلوم الحال، ذائقه سريالي مردم را به قدري تنزل داده كه تنها دلخوشي خانم‌هاي خانه‌دار ديدن سريال «روياي شيرين» از شبكه اول سيما در برنامه خانواده است كه در آن دو دختر دانشجو طي ماجراهايي هم‌خانه با يك خانواده مي‌شوند كه اين خانواده به خاطر نداشتن مادر، عمه نقش مادري را ايفا مي‌كند و فرزندان اين خانواده پسر جوان(پارسا) و دختر جوان(آتوسا) است، اما طرز فكر اين افراد به عنوان نمونه‌اي از افراد جامعه را اين‌طور نشان مي‌دهند كه دختران تنها فكر و ذكرشان ازدواج است و تنها دل‌خوشي جمع كثيري از پسران عاشق شدن!

دست و پا گم کردن و لبخند آزاردهنده‌ي پارسا، نحوه‌ی برخورد او را با هر دختري كه از راه مي‌رسد، نشان مي‌دهد. شاید این برخورد پارسا به عنوان ک جوان تحصيل‌كرده(ليسانس)، تنها فكري كه به ذهن مخاطب مي‌رساند اين باشد كه تحصيل كيلويي چند؟! و حرف شادي(يكي ديگر از دختران دانشجوي سريال) در هر خانواده يك عالمه كيس آماده به ازدواج است، چه در نهادش نهفته؟
قصد تحليل سريال‌ها را ندارم اما چيزي كه خيلي ناراحت‌كننده است تصوير سازي از زنان در اين سريال‌هاست!
قبلاً هم به بحث ازدواج در حد افراطي‌اش در سريال‌ها مي‌پرداختند اما اين ديد از دختران و زنان را نداشتند!
هر چند يكي از وجه‌هاي ذاتي دختران و در مقابل آن‌ها پسران جذب جنس مخالف براي همسرگزيني است اما متاسفانه اين رسانه به صورت بسيار افراطي به اين بحث پرداخته است و اين نوع نگرش جنسيتي باعث عدم توجه به ساير بخش‌هاي وجودي حواهاي ايراني شده است.

در كنار سريال‌هايي كه به زن فقط به اين ديد نگاه مي‌كنند برنامه‌هاي تحليلي و بحث‌هاي علمي را نگاه مي‌كني كه به طور متوسط نصف مهمانان برنامه‌ها را زنان تشكيل مي‌دهند و اين باعث ايجاد دوگانگي واضحي در بحث نگرش جنسيتي اين رسانه جمعي مي‌شود كه واقعاً كارگردان‌هاي سريال‌ها كجا زندگي مي‌كنند؟ اگر زن فقط به ازدواج و زن دوم داشتن و نداشتن شوهرش فكر مي‌كند پس اين ‌همه پيشرفت علمي زنان كِي و كجا صورت گرفته؟

با كمي تأمل به اين نتيجه رسيدم كه چه بهتر آدم هر از گاهي به راديو گوش كند چون در آن صورت نياز نيست حتما مقابلش بنشيند تا متوجه صحبت‌ها بشود، مي‌تواند در عين گوش دادن به برنامه‌اش به كارهاي روزمره هم بپردازد و اگر روزي موج را اشتباه گرفت چه بهتر كه مسير زندگي‌اش عوض شود! شايد ذاتاً بايد رياضي‌دان مي‌بود كسي چه مي‌داند؟!.
و اگر كمي خرج كند و چند مجله بخرد بالاخره مي‌تواند مجله‌اي بيابد كه هم انرژي مثبت بدهد هم خاطره، مشاوره، شعر و داستان و كلي چيز ديگر داشته باشد و تازه مهمتر از آن‌ها اين‌‌كه ديگر نياز به توجيح خود نداري كه فال به چه درد مي‌خورد.

نظر شما

تبلیغات

آرشیو










امکانات